X
تبلیغات
شرکت آرمان وب
پلان های روزانه
  
 هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم!
سکانس بندی:
آرشیو
آرشیو
دوشنبه 27 خرداد 1392
... و ایران آزاد شد.


یک هفته قبل از انتخابات: نتیجه از قبل تعیین شده اس، قراره اسم جلیلی دربیاد. واسه چی میرین رای میدین آخه؟


یک روز قبل از انتخابات: روحانی و قالیباف قراره برن دور بعد، بعد تو دور دوم هم قالیباف رو برنده اعلام کنن.

روز انتخابات: خائن ها! بازم گول خوردین؟ چطور خون ندا رو فراموش کردین؟

بعد از اعلام نتیجه: از اول هم معلوم بود که قراره روحانی رو بکنن رئیس جمهور! شمام دلتون خوشه ها، فکر می کنین رای تون خونده شده واقعاً؟

فردای انتخابات: اینا گذاشتن این سری روحانی بیاد که چهار سال دیگه تو انتخابات بعدی تقلب کنن!

نتیجه گیری غیر منطقی 1: 72% از مردم ایران که رفتن رای دادن کلاً گوسفندن!
نتیجه گیری غیر منطقی 2: هیچوقت هیچ کس هیچ کاری نمی تونه بکنه و هیچ چیز درست نمیشه.

نتیجه گیری منطقی: به کسی که خودش رو بعنوان یک عنصر جریان ساز و تاثیرگذار قبول نداشته باشه هیچ امیدی نیست. اما خوشبختانه تعداد این گروه در مقایسه با گروهی که ناامیدانه کنج خونه به انتظار یک منجی از غیب ننشستن خیلی خیلی کمتره.

احساسات 1: خوشحالم بخاطر خوشحالی مردم.

احساسات 2: دیشب همراه با عزیزترین دوست بین جمعیتی بودیم که بخاطر رویش "سبز" خون "ندا"ها، یکصدا جیغ "بنفش" می کشیدیم و این یکی از خاطره انگیزترین شب های زندگیم بود

سه‌شنبه 21 خرداد 1392
انتخابات 1392
حتی اگه داور نامرد بخواد دوباره به نفع حریف سوت بزنه، باز هم بهتره به جای حاضر نشدن تو زمین مسابقه (که نتیجه اش برد 3 بر صفر به نفع طرف مقابله)، انقدر هماهنگ و قوی بازی کنیم که حتی از داور هم کاری ساخته نباشه.

ناامیدی مطلق، سکوت و کنار کشیدن کار من نبوده و نخواهد بود.


یکشنبه 12 خرداد 1392
ابراز "موفقیت" برای جلب "تحسین" دیگران

فکر می کنم میل به "دیده شدن" یا مورد "تحسین" دیگران قرار گرفتن به نوعی در تمام آدمها وجود داره. البته این حس به خودی خود چیز بدی نیست و می تونه باعث موفقیت و پیشرفت بشه.


کسانی که مثل اون "درخت پربار" توی مثل ها هستن، هیچوقت دنبال جلب تحسین بقیه نمیرن. به کارشون میرسن و خواه ناخواه از طرق مختلف دیده میشن.


اما دستۀ دیگه ای از آدمها هستن که به خودی خود چیزی برای ارائه ندارن، اما این حس درونشون به شدت فعاله. خصوصاً وقتی کنار افراد موفق قرار میگیرن. اونوقته که برای اثبات میزان موفقیت خودشون و شنیدن تحسین بقیه شروع می کنن به بیان یک سری حرفهایی که شاید خودشون هم بعداً از شنیدنش خنده شون بگیره. اینکه هفتۀ پیش تو فلان رستوران چی خوردن، چقدر پول دادن، چقدر به فلان خیریه که دوستشون راه انداخته بود کمک کردن و... حتی اینکه سوپری سر کوجه شون چه مثلاً ماست یا پنیر خوشمزه ای داره که هیچ جای تهرون پیدا نمیشه!


وقتی دقت می کنم می بینم بیشتر این حرفها به "مقدار پول خرج کردن" برمیگرده. کسانی که حاضرن از بعضی از ساده ترین خرج های معمول زندگی (مثل لباس به خشکشویی دادن!) بگذرن، اما iPhone دست بگیرن و توی نایب و اردک آبی غذا بخورن!


به نظر من بدترین و مبتذل ترین طریقۀ ابراز موفقیت و جلب توجه بقیه، همینه... که متاسفانه شرایط اجتماعی مملکت ما باعث شده اینجور آدم ها دور و برمون کم نباشن.


دوشنبه 23 اردیبهشت 1392
شروع بکار صفحۀ "زیورآلات دست ساز تینا"

ساخت زیورآلات جزو هنرهای دستی ظریفیه که به خلاقیت، ابتکار، حوصله، سلیقه، دانش و هنر نیاز داره. اگه به گوشواره، گردنبند و دستبندهایی با طراحی هنرمندانه، کیفیت خوب و قیمت مناسب علاقه دارین، به این پیج یه سر بزنین:

زیورآلات دست ساز تینا


سه‌شنبه 27 فروردین 1392
تنبلی فرهنگی!

در اینکه سلیقه های مختلف وجود داره شکی نیست، خصوصاً در زمینه های هنری؛ هر نوع موسیقی، کتاب و فیلم طرفداران خاص خودش رو داره و ممکنه فیلم یا موزیکی که مورد علاقۀ یک نفره رو شخص دیگه ای اصلا ًنتونه تحمل کنه.

اما "تفاوت سلیقه" با چیزی که من اسمش رو میذارم "تنبلی فرهنگی" خیلی فرق داره. تنبلی فرهنگی یعنی اینکه یک نفر تنبلیش میاد متن های بیشتر از دو سه خط رو بخونه، یعنی حوصله اش نمیشه یه کتاب سیصد چهارصد صفحه ای رو دست بگیره (چه برسه به رمان های چند جلدی)، یعنی به جایی رسیده که به غیر از فیلم های اکشن یا کمدی که داستانشون در همون پنج شیش دقیقۀ اول شکل میگیره، حوصلۀ تماشای فیلم های جدی تر رو نداره...

به نظرم این مساله یک معضل جدیه و اگه کسی احساس میکنه به این "درد" مبتلا شده باید دنبال راهی برای درمان خودش بگرده. استیتوس های کوتاه فیس بوکی، جک های اس ام اسی کوتاه، ویدئوهای کوتاه یوتیوبی از دلایل بروز چنین "بیماری" فرهنگی هستن که آدم ها رو به سمت "بی حوصلگی" پیش بردن.

اگه شما هم حوصله تون نشده این متن رو تا آخر بخونین و بعد از خوندن چند جملۀ اول پریدین اومدین این ته ببینین نتیجه گیری چیه ممکنه از همین دسته آدم ها باشین!

مراقب باشین! این "تنبلی فرهنگی" اصلاً خوب نیست...


  1    2    3    4    5    ...    110  >>




دربارۀ من
برداشت شماره: 561144