X
تبلیغات
نماشا

پلان های روزانه

هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم

نظریه هایی در باب روابط انسانی در فضای هندسی


پایان بعضی رابطه ها صرفاً "پایان یک رابطه" نیست، مرگ مجموعه ای از نظریه هاست و در ابعاد کلی تر، شکست یک فرضیه. نظریه های رد شده تا به امروز:


نظریۀ اول: یک رابطۀ سالم می تونه با ضریب ثابت صحیح و مثبت تا بی نهایت ادامه داشته باشه؛


نظریۀ دوم: ارزش یک رابطه در طول زمان به شکل تصاعدی افزایش پیدا می کنه به حدی که هنگام وقوع طوفان هر دو طرف به یک اندازه برای نجاتش تلاش می کنن؛


نظریۀ سوم: میشه بدون در نظر گرفتن فاکتورهای فیزیکی همچون فاصله، جنسیت و سن، صمیمی بود و از همصحبتی لذت برد؛


نظریۀ چهارم: ریشه های محبت در راستای محور زمان (هنگامی که t به سمت طول یک عمر یا نیمی از یک عمر میل می کنه) به شکل اسپیرال لگاریتمی بسط پیدا می کنن و اونقدر محکم و عمیق میشن که هیچ نیروی طبیعی یا غیرطبیعی نمی تونه بهش صدمه بزنه؛


نظریۀ پنجم: احتمال فراموش کردن بعضی افراد برابر است با 1 بر روی 17 فاکتوریل.


بعضی پایان ها، شروعی هستند برای بی اعتمادی به چشم ها.



برچسب‌ها: MDBT
تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 تیر 1394 ساعت 21:08 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

یادداشتی بر "نهنگ عنبر" (سامان مقدم - 1394)

امروز "نهنگ عنبر" سامان مقدم رو دیدم و واقعاً ناامید شدم. ناامید از سینمایی که در جایی مثل پردیس سینمایی کوروش، روزانه 5 الی 6 سالن بهش اختصاص داده میشه و باقی فیلم ها رو به یک یا دو سئانس در روز (در مورد "ماهی و گربه"، به تنها یک سئانس در هفته!) کاهش می دن.



من هم چند بار در طول "نهنگ عنبر" خندیدم، ولی تفاوت هست بین کسی که با انجام یه شوخی خلاقانه باعث خندۀ ما میشه و کسی که پاهاشو می کنه هوا می گ...زه تا ما رو بخندونه! در هر دو حالت می خندیم، اما جنس این خنده ها با هم فرق می کنه. چطور بگم، سطح یا "کلاس" خنده با هم متفاوته... متاسفانه "نهنگ عنبر" از جنس دومه.


من اصولاً با فیلم هایی که یک راوی از ابتدا تا انتها تمام اتفاقات رو تعریف می کنه مشکل دارم، خصوصاً اینکه اینکار فقط به منظور ایجاد چند تناقض طنزآمیز انجام بشه. به نظرم اینکار بیشتر یه نمایشنامۀ رادیویی شباهت داره تا سینما. سینما یعنی تصویر، نه تعریف. از این بگذریم که این ترفند، کار فیلمنامه نویس رو بسیار راحت می کنه و بجای فکر کردن روی سکانس های تصویری و نوشتن دیالوگ برای پیشبرد داستان، با یک جملۀ ساده از زبان راوی، قال قضیه رو می کنه.


دوم اینکه فیلم هایی که در یک بازۀ زمانی می گذرن و ما مقاطع مختلف زندگی فرد رو می بینیم، باید با نخ محکمی به هم وصل باشن و باید برای اینکار دلیلی وجود داشته باشه. در "نهنگ عنبر"، برخلاف مثلاً "گتسبی بزرگ" این اتفاق به شکلی ناقص رخ داده و فیلمنامه نویس صرفاً چند مقطع رو با یه داستان عشقی نصفه نیمه به هم وصل کرده، بدون اینکه گرۀ داستانی خاصی وجود داشته باشه.


تمام تلاش فیلم برای خندوندن تماشاگر خلاصه میشه به: گریم و لباس رضا عطاران و مهناز افشار به شکل مرسوم دهۀ 60؛ پخش چند آهنگ قدیمی مثل "بلا"ی اندی و "کلاغ نوک سیاه" و صحنه های رقصیدن رضا عطاران (چیزی شبیه نمایش – نه تئاتر – های بهزاد محمدی)، و دو یا سه تک دیالوگ خوب... همین.


انگار سامان مقدم هم مثل حمید نعمت الله، به دستۀ فیلمسازانی پیوسته که فقط به فکر "ساختن یه فیلم دیگه" هستن، بدون اینکه حتی سه بار فیلمنامه رو بازنویسی کرده باشن. از قدیمی هایی مثل داریوش مهرجویی و ابراهیم حاتمی کیا بگذریم که سالهاست... .


"نهنگ عنبر" واقعاً ثابت می کنه سرمایه گذاران ما در چه حوزه ای حاصر به سرمایه گذاری هستن (در این فیلم، کرمان موتور) و تهیه کننده های ما راغب به تولید چه نوع فیلم هایی... و این باعث تاسفه.


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 خرداد 1394 ساعت 00:11 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

پراکنده ها 3: خودشیفتگی

برای همۀ ما مواقعی پیش میاد که وارد مقطع جدیدی از زندگی می شیم: ورود به دانشگاه، ازدواج، موفقیت بزرگ شغلی،... و هنگام گذار به مقطع جدید، انقدر تحت تاثیر موفقیت خودمون قرار می گیریم که فکر می کنیم نیازی به آدم های مقطع قبل نداریم؛ خیلی راحت اونها رو کنار می ذاریم و به آیندۀ روشنی که پیش رومون می بینیم چشم می دوزیم، چون باور داریم آدم های به مراتب بهتری وارد زندگیمون خواهند شد که جای قدیمی ها رو پر خواهند کرد.

متاسفانه اغلب ما دچار این خودشیفتگی مفرط هستیم و اگر غرور اجازه بده، شاید خیلی سال بعد، متوجه بشیم فکر گفتن "دیگه تو زندگیم به تو احتیاجی ندارم" به کسی که سالها کنارمون بوده به اندازۀ کافی وحشتناک هست، چه برسه به اینکه به زبون بیاریمش.



برچسب‌ها: MDBT
تاریخ ارسال: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت 13:14 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

به مناسبت سالروز دوم خرداد

هر اتفاق خوبی که در آیندۀ این کشور بیفته نتیجۀ راهیه که از دوم خرداد 76 شروع شد




تاریخ ارسال: شنبه 2 خرداد 1394 ساعت 11:09 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

فیلم های به یادماندنی قدیمی: 10 فیلم عالی از دهۀ 50 تا 70 میلادی

بعضی فیلم های قدیمی انقدر خوب و خوش ساخت هستن که هنوز هم بعد از 50، 60 سال تازه به نظر می رسن و از خیلی فیلم های امروزی بهترن. البته تعداد این فیلم ها خیلی زیاده و بعضی هاشون انقدر معروف هستن که نیازی به معرفی ندارن. من ده تا از اونهایی رو که شاید کمتر شناخته شدن رو اینجا معرفی می کنم. مطمئن باشین از دیدنشون پشیمون نمی شین و هیچوقت فراموششون نمی کنین:


Cactus Flower (جین ساکس – 1969): کمدی عاشقانه با بازی والتر ماتیو، اینگرید برگمن و گلدی هاون


Private Life of Sherlock Holmes (بیلی وایلدر – 1970): داستان معمایی/جنایی با تم کمدی و فیلمنامه ای عالی که تا آخر شما رو میخکوب می کنه!

 

Avanti! (بیلی وایلدر – 1972): کمدی عشقی دربارۀ انتقال یک جسد از ایتالیا به آمریکا. فیلمنامۀ بدون نقص و بازی های عالی و ماندگار.

 

How to Steal A Million (ویلیام وایلر – 1966): پیتر اوتول و آدری هیپورن به دنبال سرقت یک مجسمۀ تقلبی ونوس!

 

Charade (استنلی دانن – 1963): کری گرانت، آدری هیپورن و والتر ماتیو در فیلمی جنایی/معمایی با پایانی غافلگیرکننده

 

Roman Holiday (ویلیام وایلر – 1953): کمدی عاشقانۀ بی عیب و نقص با بازی گریگوری پک و آدری هیپورن

 

Dial M for Murder (آلفرد هیچکاک – 1954): بهترین فیلم جنایی هیچکاک با بازی گریس کلی

 

Apartment (بیلی وایلدر – 1960): یه کمدی عشقی دیگه با بازی شرلی مک لین و جک لمون

 

Blowup (آنتونیونی – 1966): درام معمایی/جنایی که هنوز هم تازه به نظر میرسه و اصلاً حس نمی کنین دارین یه فیلم 50 سال پیشو تماشا می کنین. (این فیلم صحنه هایی داره که برای بچه ها مناسب نیست)

 

A Countess from Hong Kong (چارلی چاپلین – 1967): کمدی/عشقی بسیار خوب از چارلی چاپلین با بازی مارلون براندو و سوفیا لورن


* تمام این فیلم ها رو می تونین از این سایت داونلود کنین.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 17 اردیبهشت 1394 ساعت 12:56 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

مروری کوتاه بر فیلم های 2015: تا پایان آوریل

معمولاً چند ماه اول سال میلادی به اکران فیلم های کم هزینه و مستقل اختصاص دارد. در چهار ماه ابتدای 2015، چند فیلم مهم اکران شد که البته هنوز همۀ فیلم ها را ندیده ام اما تا اینجای کار هیچکدام در حد انتظار نبودند.


شاید مهمترین آنها 50 Shades of Grey بود که بر اساس یکی از رمان های پرطرفدار آمریکایی ساخته شده و درست روز ولنتاین اکران شد. در این فیلم که به وضوح رابطه جن سی زن و مرد به تصویر کشیده می شود، خبری از ریشه های روانشناسی موجود در کتاب به چشم نمی خورد و فیلم در حد یک پورنوی خوش آب و رنگ تنزل پیدا کرده.


قسمت سوم و آخر مجموعۀ Taken هم چنگی به دل نزد و صحنه های اکشن و تعقیب و گریزهای این فیلم نتوانست فیلمنامۀ پر از مشکل و شخصیت پردازی بد آنرا جبران کند.


فیلم جدید جانی دپ به اسم Mortdecai هم یکی از بدترین فیلم های دوران بازیگری جانی دپ به حساب می آید. البته بازیگران خوب دیگری هم در فیلم حضور دارند اما فیلمنامه و بخصوص تدوین به شدت مشکل دارد و تم کمدی و بازی به سبک جک اسپاروی جانی دپ هم نمی تواند فیلم را نجات دهد.


The Boy Next Door نام فیلم جدید جنیفر لوپز است که به از تم تریلر/جنایی برخوردار است و داستان زنی است که یکبار با پسر همسایه رابطه ای برقرار می کند و دچار دردسر می شود... شروع فیلم خوب است اما به تدریج مشکلات فیلمنامه و بازی ها خودشان را نشان می دهند و پایان هم که کاملاً کلیشه ای است.


Black or White با بازی کوین کاستنر فیلم نسبتاً خوبی است، اگر چه تا حدی کلیشه ای، اما حداقل ادعای بزرگ بودن ندارد. فیلم همان است که توقع دارید. یک ملودرام ساده که در قسمت هایی دیالوگ های جالبی هم دارد. داستان دربارۀ پدربزرگی است که بعد از فوت همسرش ناچار به نگهداری از نوۀ دورگه اش می شود و این شروع ماجراست. تماشای کوین کاستنر در نقش پدربزرگ هم در نوع خودش جالب است.



Wedding Ringer
ماجرای پسری است که هیچ دوستی ندارد تا بعنوان ساقدوش عروسی معرفی کند. او به یکی از دفاتر خدمات عروسی مراجعه می کند و قرار می شود چند نفر را بعنوان دوست صمیمی برایش پیدا کنند تا جلوی خانوادۀ عروس کم نیاورد. فیلم کمدی است و صحنه های جالبی هم دارد اما در حد متوسط باقی می ماند.


سال گذشته که تعداد فیلم های خوب آمریکایی به زور به تعداد انگشتان دست می رسید و آثار بزرگانی همچون کریستوفر نولان ناامیدکننده بود. امسال باید منتظر باشیم و ببینیم در ادامه چه فیلم هایی اکران خواهند شد.


* تمام این فیلم ها رو می تونین از این سایت داونلود کنین.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 10 اردیبهشت 1394 ساعت 17:45 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب

شبکه های "غیر"اجتماعی

دوران وبلاگ نویسی رو خیلی بیشتر از الان دوست داشتم. اون سالها نظرات، افکار و نوشته هامونو تایپ می کردیم و می ذاشتیم تو بلاگمون. بعد دوستان واقعی و مجازیمون میومدن کامنت می ذاشتن، بحث می کردیم و کلی تبادل نظر صورت می گرفت.

اورکات، فیس بوک و از همه بیشتر توئیتر تنبلمون کرد. دیگه کسی حوصلۀ خوندن متن های بیشتر از چند خط رو نداره و به سختی روی Continue Reading یا See More کلیک می کنیم... اغلب پست ها تبدیل شده به آپلود کردن یکی دو تا عکس و چند کلمه توضیح (تازه اگه پست های share و re-share شده رو در نظر نگیریم). دیگه کسی حوصلۀ نقد نوشتن رو فیلم هایی که دیده رو نداره؛ خیلی همت کنیم لینکشونو از imdb برمی داریم copy/paste می کنیم تو صفحه مون و می نویسیم: 6 از 10!

این روزهام اندروید و قابلیت های سخت افزاری گوشی های موبایل، میزان فعالیت رو در حد بالا/پایین کردن صفحه با انگشت یا نهایت فشار دادن یه نقطه کاهش داده. تنبلانه ترین کار، باز کردن اینستاگرام، تماشای یه تعداد عکس و زدن چند تا لایکه.

یه کم دیگه پیش بریم، می تونیم برنامه ها رو با نگاه کردن باز کنیم، با حرکت دادن سر عکس ها رو رد کنیم و مثلاً با نگاه کردن به وسط عکس و دو بار پلک زدن هم Like بزنیم (و این باعث میشه بیشتر از حالا تصور کنیم بچه هامون چه نابغه هایی هستن که می تونن مثلاً تو دو سالگی با "کامپیوتر" کار کنن! بعد بهشون می گیم لازم نیست بری کامپیوتر بخونی چون الان دیگه هر کسی می تونه باهاش کار کنه و فکر نمی کنیم همین مهندسی کامپیوتر بوده که سخت افزار و نرم افزار رو تا این حد ساده کرده و هر رو دامنۀ استفاده اش داره گسترده تر میشه).

ارتباطات هم که به جهنم! روز به روز دوستان صمیمی واقعیمونو بیشتر از دست می دیم و با دوستان مجازیمون تو وایبر و لاین و تانگو گرم می گیریم. دلمون به این خوشه که 500 نفر تو لیستمونن و به این فکر می کنیم که چه خوب میشد اگه برنامه ها بطور اتوماتیک برای تولد دوستامون پیغام تبریک می فرستادن که دیگه زحمت اونم نکشیم!

گستردگی، همه گیر شدن و استفادۀ بیش از حد از شبکه های "اجتماعی" بهترین دلایلی هستن که ثابت می کنن تا چه حد همه مون "غیراجتماعی" شدیم.

تاریخ ارسال: دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 ساعت 00:23 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب 1 نظر
   1      2     3     4     5      ...      85   >> صفحات وبلاگ