پلان های روزانه
  
 هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم!
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
سکانس بندی:
آرشیو
آخرین اخبار فن آوری اطلاعات
جستجوی مطالب وبلاگ پلان های روزانه
Google Custom Search
چهارشنبه 12 تیر 1387
یادداشتی بر فیلم Hors de Prix

از زبان فرانسه بعنوان "زبان عشق" یاد می کنن؛ به نظر من این موضوع دربارۀ فیلم های عاشقانۀ فرانسوی هم مصداق داره. فرانسوی ها استعداد خاصی در ساخت فیلم های رومانتیک دارن، خصوصاً در ژانر Comedy/Romance.

Hors de Prix (با ترجمۀ انگلیسی Priceless به معنی "ذی قیمت") محصول ۲۰۰۶، یکی دیگه از فیلم های خیلی خوب و دیدنی سینمای فرانسه است. کارگردان این فیلم Pierre Salvadori و بازیگران اصلیش آدری تاتو (بازیگر نقش Amelie) و Gad Elmaleh هستن.

"داستان فیلم دربارۀ دختریه که با مردهای مسن ثروتمند طرح دوستی می ریزه و اونها رو به عنواین مختلف تیغ می زنه. بر اثر یه سوء تفاهم پیشخدمت هتل رو با یه مرد پولدار اشتباه می گیره و اون رو به اتاقش می بره..."

فیلم از وقتی که یه پیرزن ثروتمند به این پیشخدمت علاقمند می شه و حاضره براش کلی پول خرج کنه جذاب تر می شه و موقعیت های کمدی و طنز زیادی بوجود میاد که نظیرش در هیچ فیلمی دیده نشده...

Hors de Prix هم مثل سایر فیلم های خوب سینمای فرانسه از فیلمبرداری و موسیقی متن بسیار زیبایی برخورداره. نمی دونم چه رازی در نحوۀ فیلمبرداری فرانسوی ها وجود داره که بیننده رو تا این حد جذب می کنه. کارگردانان فرانسوی سبک ویژه دکوپاژ خودشون رو دارن که اصالت خاصی داره. بازی ها باورپذیره و نورپردازی و رنگ بندی فوق العاده اس.

مطمئنا اگر این فیلم در هالیوود ساخته می شد نتیجه کاملا متفاوت بود: پرداختن کمتر به موقعیت های طنز داستان و گنجاندن تصاویر بیشتر از روابط عاشقانه کاراکترهای اصلی. من دیدن این فیلم رو به همۀ سینمادوستان توصیه می کنم، خصوصاً کسانی که به سینمای غیرهالیوودی علاقه مند هستن.

وب سایت رسمی فیلم
مشخصات فیلم (سایت IMDB)


یکشنبه 9 تیر 1387
تبادل فیلم

توی پست قبلی فرزاد یه کامنتی گذاشت که منو وادار به نوشتن این پست کرد. فرزاد نوشته بود بجای خریدن فیلم می شه اونها رو داونلود یا مبادله کرد.

شاید هر کسی نتونه به راحتی فیلم داونلود کنه (اون هم با این سرعت اینترنتی که اغلب ما داریم)، اما به نظر من تبادل فیلم یکی از راه های خیلی خوب و به صرفۀ تماشای فیلم های بیشتره.

کافیه یه فهرست از فیلم هایی که دارین درست کنین و اون رو برای طرف مقابل بفرستین. بعد از اینکه روی تعداد فیلم های مورد مبادله به توافق رسیدین، هر کس فیلم های درخواستی اون یکی رو براش کپی می کنه، یه جایی قرار می ذارین و فیلم ها رو می دین به هم! به همین سادگی! به این ترتیب قیمت هر فیلم حدود ۲۵۰ تومن درمیاد!

برای تبادل حتما لازم نیست که یه آرشیو بزرگ داشته باشین، من خودم هفت هشت سال پیش با فقط ۱۵ تا فیلم شروع کردم!


پنجشنبه 6 تیر 1387
یادداشتی بر فیلم 10000 BC

یکسال قبل که خبر تولید فیلم 10,000 BC رو خوندم، با توجه به حضور رولند امریش در مقام کارگردان (که فیلم های مهیج و پرفروشی همچون روز استقلال، گودزیلا و The Day After Tomorrow رو ساخته)، انتظار دیدن فیلمی خوش ساخت در ژانر Action/Adventure رو داشتم که متاسفانه به هیچ عنوان برآورده نشد.

داستان فیلم دربارۀ هم پیمان شدن قبیله های اولیه برای مبارزه با بدمن های فیلم و آزاد کردن مردمیه که یک عمر خدایی دروغین رو می پرستیدن و ازش فرمان می بردن. شاید اصلی ترین مشکل فیلم، فیلمنامۀ ضعیفی باشه که امریش برای کارگردانی انتخاب کرده. عناصر دراماتیک برای همراه کردن بیننده به هیچ عنوان شکل نمی گیره و بعد از گذشت مدتی حوادث سیر منطقی خودشون رو از دست می دن. از فضا و زمان به درستی استفاده نشده و داستان کاملاً منطبق با فرمول های هالیوودی پیش می ره.

این فیلم حتی انتظار من رو از دیدن جلوه های ویژۀ جذاب و خلاقانه برآورده نکرد. حیوانات ما قبل تاریخ به شکلی خنده دار انیمیشنی هستن و این موضوع در کل فیلم کاملاً مشهوده. تصاویر هوایی و نماهای معرف به شکلی ناقص کار شدن و کارگردان حتی از دکورهای عظیمی که برای این فیلم ساخته شده به درستی استفاده نکرده. صحبت کردن قبایل ماقبل تاریخی به زبان انگلیسی هم در جای خودش خنده داره!

در مجموع باید بگم این فیلم ترکیب ناقصیه از آپوکالیپتو، 300، پارک ژوراسیک، با گرگها می رقصد و The New World. نهایتاً فیلم به شکل کاملاً مسخره ای طبق همون فرمول کلیشه ای و نخ نمای هالیوودی تموم می شه تا هیچ امتیازی برای فیلم باقی نذاره.


دوشنبه 3 تیر 1387
فروشگاه قصه: مخصوص پدربزرگها

شاخ بچه گوزن... یادگاری بجا مانده از یکی از داستان های عجیب و غریب باباعلی-          دوباره کی می ریم جنگل؟

-          فردا

-          کدوم جنگل؟

-          یه جایی که هم بچه پلنگ ببینیم، هم بچه خرگوش...

-          آخ جون! اگه مثل امروز بارون بیاد خوبه. چون همشون جمع می شن زیر یه درخت... راستی باباعلی، وقتی تمام

-          حیوونا جمع می شن زیر درخت چیکار می کنن؟

-          با هم حرف می زنن، برای هم قصه تعریف می کنن، غذا می خورن...

-          همدیگه رو نمی خورن؟

-          نه! اونا همدیگه رو دوست دارن... جلوی ما اینجوری نشون می دن که ما فکر کنیم دشمن همدیگه ان!

-          چرا؟

-          برای اینکه ما بتونیم درباره شون قصه بسازیم و برای نوه هامون تعریف کنیم!

-          الان یه قصه برام تعریف می کنین؟

-          الان نمی تونم!

-          چرا؟

-          قصه ها فرار کردن؟

-          فرار کردن؟

-          آره، امروز رفتم فروشگاه پدربزرگها چند تا قصۀ خوب برات خریدم... اما توی حیاط در صندوق ماشین رو که باز کردم

-          از کیسه اومدن بیرون و همشون فرار کردن...!

-          هیچیش یادتون نمونده؟

-          نه، آخه فرار کردن!

-          چه بد!... خب قصۀ اون دفعه ای که بچه بودین یه پلنگ سیاه بهتون حمله کرد رو دوباره برام تعریف می کنین؟

-          باشه ... چشماتو ببند تا تعریف کنم...

 

·         بعضی وقتا فکر می کنم اون حرف ها، قصه ها و تخیلات بود که شخصیت من رو شکل داد

·         وقتی حوادث واقعی با تخیل آمیخته می شه، وارد دنیای جدیدی می شیم که انگار فقط و فقط برای ما خلق شده؛ دنیای زیبایی که در اون همۀ موجودات دنیا برای پیشبرد آرزوها بهمون کمک می کنن

·         باور کردنش سخته ولی هنوزم یه وقتایی میاد به خوابم و توی خواب برام قصه تعریف می کنه! قصه های جالبی که نظیرش رو هیچ کجا نشنیدم!

·         وقتی چند سال پیش فیلم Big Fish رو می دیدم، در تمام مدت یاد باباعلی بودم، با داستان هایی که هیچوقت نفهمیدم کدوم قسمتش واقعیت بود و کدوم قسمتش تخیل

·         باباعلی ۲۳ سال پیش تبدیل شد به یه ماهی بزرگ...


چهارشنبه 29 خرداد 1387
مباحث تئوریک: انتخاب اسم برای فیلم

قصد دارم از این به بعد مباحث تئوریک سینمایی رو هم به وبلاگ پلان های روزانه اضافه کنم و هر بار دربارۀ یکی از مفاهیم سینمایی چند خطی بنویسم. مباحث تئوریک رو با موضوع ساده  انتخاب اسم فیلم شروع می کنم و در پست های بعد دربارۀ دکوپاژ، میزانسن، نمای نقطه نظر، دوربین روی دست، تراولینگ، زوم،...  و کاربرد و مفهوم اونها در فیلم مطالبی خواهم نوشت.

انتخاب اسم برای فیلم در مرحلۀ نوشتن فیلمنامه صورت می گیره، اما زیاد پیش اومده که به دلایل مختلف اسم فیلم در زمان تولید یا حتی پس-تولید تغییر پیدا کرده. برای یک فیلم به چند صورت می شه اسم انتخاب کرد:

۱- بر اساس نام کاراکتر اصلی (لئون، ارین بروکوویچ، مالنا)
۲- نام محل وقوع حوادث فیلم (کازابلانکا، سینما پارادیزو، پارک ژوراسیک)
۳- وسیله یا شیء ارتباط دهنده کاراکترهای فیلم (پیانو، اره، الماس خونین)
۴- موضوع یا مفهوم اصلی داستان (ماتریکس، هوش مصنوعی)
۵- اسامی ابتکاری برای جذب مخاطب (قبل از آنکه شیطان بداند مرده ای)

شاید بعد از دیدن یک فیلم بدون نام اسامی مختلفی به ذهن هر کس خطور کنه، اما مهم اینه که اسم رو بر حسب مفهوم اصلی داستان و ژانر انتخاب بشه. اسم فیلم باید به شکلی صورت بگیره که باعث برانگیخته شدن کنجکاوی مخاطب بشه و در عین حال پیش زمینۀ نادرستی از داستان بوجود نیاره. مثلاً با شنیدن اسم "دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه" دقیقاً توقع دیدن فیلمی ماجراجویانه (Adventure) در مخاطب شکل می گیره و با شنیدن اسم "حس ششم" فیلمی ماوراء طبیعی.

گاهی اوقات یک اسم تک کلمه ای مثل 1408 یا Zodiac موثرتر از انتخاب اسامی طولانیه و گاهی برعکس (ایندیانا جونز و مهاجمان صندوقچۀ گمشده).

بعضی اوقات تنها شنیدن نام یک فیلم ما رو به دیدن اون ترغیب می کنه، مثل "سوئینی تاد: آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت" یا "آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند" و گاهی انتخاب نادرست اسم ما رو فراری می ده (مثل فیلم های ایرانی "پابرهنه در بهشت" یا "یک تکه نان").

اسم فیلم اولین چیزیه که از یک اثر هنری به گوش ما می خوره و (ناآگاهانه) باعث شکل گیری احساسات اولیه ای نسبت به اون می شه. بسیاری از کسانی که برای سرگرمی فیلم تماشا می کنن، بدون آگاهی از داستان فیلم یا اسم کارگردان تنها از روی اسم به انتخاب دست می زنن بنابراین باید تا حد ممکن در انتخاب اسم وسواس به خرج داد (قابل توجه اغلب فیلمنامه نویسان و فیلمسازان ایرانی).

--------------

طولانی ترین اسمی که تابحال برای یک فیلم بکار رفته:

Another Demonstration of the Cliff-Guibert Fire Horse Reel, Showing a Young Girl Coming from an Office, Detaching Hose, Running with It 60 Feet, and Playing a Stream, All Inside of 30 Seconds


آخرین یادداشت ها


حسام دهقانی...

برداشت شماره: 59159