بخش هایی از مستند "فارکس: از رویا تا واقعیت" روی صحفۀ IMDB مربوط به فیلم آپلود شد. بخش های دیگری از فیلم (که اجازۀ پخش از تلویزیون را نگرفت) هم به زودی به این صفحه اضافه خواهد شد.

بعد از گذشت دو سال از ساخته شدن فیلم "یک درجۀ لعنتی" و نمایش در تعداد زیادی از مدارس و نهادهای حمایتی کودکان در نقاط مختلف دنیا، نسخۀ کامل فیلم روی سایت imdb قرار گرفت.
با ورود صفحۀ مربوط به فیلم و انتخاب watch now یا کلیک روی Full Movie میشه فیلم رو بصورت آنلاین تماشا کرد.
اگر فیلم رو دیدین لطفاً روی imdb بهش امتیاز بدین.
(برای کم کردن حجم فیلم و تماشای راحت اون، فرمت mp4 رو انتخاب کردم که با اینترنت های معمولی تر هم قابل تماشا باشه)
تصویربرداری فیلم مستند "قشم: جزیرۀ عجایب هفتگانه" شش روز طول کشید. شش روز کار در گرمای این روزهای جنوب... ظرف این مدت تمام جزیره رو گشتیم و از جاهای دیدنیش فیلمبرداری کردیم:
درۀ ستاره ها، چاهکوه، بندر لافت، غارهای خوربس، قلعۀ پرتقالی ها، جنگل های حرا، جزایر ناز و خیلی جاهای دیگه که واقعاً دیدنی بودن. تلاش بر این بود که فیلمبرداری به گونه ای باشه تا زیبایی ها و ابهت هر کدوم از این سایت ها در قاب تصویر قابل مشاهده باشه.
بلافاصله بعد از اتمام فیلمبرداری، تدوین رو شروع کردم و امروز راف کات اول فیلم آماده شد. نمی دونم این فیلم قراره از کدوم شبکه پخش بشه، اما امیدوارم کار قابل قبولی دربیاد.






برای تصویربرداری مستند معرفی عجایب هفتگانۀ جزیرۀ قشم به مدت یک هفته با بچه های گروه می ریم قشم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و سفارش دهنده هم فیلم رو خیلی زود لازم داره. قراره ما رو یک هفته توی جزیره بگردونن تا ما از جاذبه های گردشگری جزیره فیلمبرداری کنیم.
فهرستی از سایت های دیدنی جزیرۀ قشم آماده کردم که از اونچه تصور می کردم طولانی تر شده!
هر فیلم جدید هیجان مخصوص خودش رو داره، اما چون تابحال قشم نرفتم، هیجان این کار برام بیشتر از کارهای قبلیه!

دو هفتۀ پیش که سفارش ساخت یک فیلم کوتاه 4 دقیقه ای رو از یه کمپانی خارجی دریافت کردم، فکر نمی کردم انجام شدن تمام مراحل پیش تولید ظرف این مدت کوتاه امکانپذیر باشه و بتونیم در کمتر از دو هفته برسیم به فیلمبرداری.
این فیلم که در واقع یه تیزر داستانی کوتاه هست، قراره برای نمایش داخلی شرکت مورد استفاده قرار بگیره و نمایش عمومی نخواهد داشت.
از اونجا که خود سفارش دهنده باید فیلم رو ظرف سه هفته تحویل می داد، زمان ما هم برای انجام کارها بسیار کم بود و سخت ترین بخش کار، پیدا کردن بازیگری بود که می بایست ویژگی های خاصی داشته باشه. خوشبختانه موفق شدیم از بین 9 نفر کاندیدا به انتخاب نهایی برسیم و بعد از چند جلسه تمرین فشرده برسیم به تصویربرداری.


از اونجا که تقریباً تمام فیلم در لوکیشن های متعدد خارجی می گذشت، نیاز به هماهنگی های بسیاری بود برای حرکت بین لوکیشن ها... که خوشبختانه این کار هم به درستی انجام شد و تونستیم تمام پلان های لازم رو بگیریم. ما ظرف دو روز در 22 لوکیشن حاضر شدیم و بیشتر از 90 پلان گرفتیم که برای یه فیلم چهار دقیقه ای رقم بسیار بالایی محسوب میشه.
ایمان، بازیگر نقش اصلی، با اینکه اولین تجربه اش جلوی دوربین بود اما تونست به خوبی از عهدۀ کار بربیاد و شرایط سخت کار کردن تو خیابون های شلوغ شهر، اونهم وسط ظهر یه روز داغ تابستونی رو تحمل کنه.


من از همۀ بچه هایی که کمک کردن تا این فیلم ساخته بشه تشکر می کنم.
این روزها بحث ساخت فیلمی به اسم
"لاله" در تمام محافل سینمایی شنیده می شه و حتی داستانش به مجلس هم
کشیده شده. این پروژه موافقان و مخالفان زیادی داره و ممکنه حتی کار رو به استیضاح
وزیر ارشاد هم بکشونه.
داستان از اونجا شروع شد که سازمان سینمایی تصمیم گرفت یک فیلم "فاخر" ایرانی در جواب فیلم های ضدایرانی هالیوودی (مثل 300) بسازه. برای اینکار سراغ یکی از فیلمسازان ایرانی مقیم هالیوود رفتن به اسم "اسدالله نیک نژاد" که سابقۀ چندان درخشانی در زمینۀ سینما نداره و در کارنامه اش فیلم های ضعیف یا مورددار هم پیدا می شه. آقای نیک نژاد هم فیلمنامه ای رو ارائه کردن به اسم "لاله" که داستان زندگی لاله صدیق یکی از قهرمانان مسابقات رالی هست که در دنیا افتخاراتی رو کسب کرده... برآورد هزینۀ تولید این فیلم، بین 5 تا 7 میلیارد تومن تخمین زده شده.
موافقان پروژه بر این عقیده هستن که بالاخره باید در ایران یه فیلم درست و حسابی با معیارهای جهانی ساخته بشه که بتونه جلوی آثار ضدایرانی آمریکایی وایسه.
من به شخصه با ایدۀ ساخت یه فیلم بزرگ در ابعاد جهانی مخالفتی ندارم. اما سه چیز رو نمی تونم قبول کنم.
اولین مشکل من با فیلمنامه اس. به نظر من این سوژه واقعاً چیزی نیست که بتونه هدف پروژه رو برآورده کنه. زنگی یه دختر ایرانی (که الان هم در آمریکا اقامت داره و اصلاً ایران نیست بعلاوه اینکه ظاهراً یکبار هم تست دوپینگش مثبت از آب دراومده) اصلاً قابل قیاس به فیلمی مثل 300 نیست. اگر من بودم، فیلم زندگی کوروش کبیر رو پیشنهاد می دادم. از ابتدای کودکی تا بنا کردن امپراطوری عظیم هخامنشی. اگر این فیلم با بودجۀ بالا و استانداردهای جهانی (چیزی مثل فیلم های حماسی شرق آسیا) ساخته بشه می تونه معرف خیلی چیزها باشه.
دومین ایرادی که به این پروژه می شه گرفت کسیه که قراره فیلم رو کارگردانی کنه. مگه ما توی ایران کارگردان خوب کم داریم که بخوایم این پروژه رو بسپاریم به یه ایرانی آمریکایی، که سی ساله اصلاً ایران نیومده و کارنامۀ قابل قبولی هم نداره؟ آخرین فیلمی که این شخص ساخته مربوط میشه به سال 1997، یعنی 15 سال پیش. آخرین فیلمی هم که تهیه کرده سال 2003 بوده.
سومین موضوع هم بودجۀ فیلمه که به نظر من
رقم خیلی بالاییه برای یه همچین سوژه ای. الان فیلم های ایرانی با بودجه هایی بین
500 تا 600 میلیون تومن ساخته می شن و فیلم های خیلی پرخرج هم با نهایتا یک
میلیارد تومن. رقم هفت میلیارد تومن برای یه فیلم معمولی اصلاً منطقی نیست. ضمن
اینکه همه چیز هم به بودجه برنمی گرده و این فیلمنامه و کارگردانیه که حرف اول رو
می زنه. مگه کل بودجۀ فیلم "جدایی نادر از سیمین" چقدر بود؟ 500 میلیون
تومن. چقدر فروش کرد؟ با احتساب فروش جهانی، تابحال بالای 12 میلیارد تومن. این
همه هم جایزه گرفت و مورد توجه واقع شد.
من به شخصه فکر نمی کنم چنین فیلمنامه ای، با چنین کارگردانی بتونه حتی موفقیت "زیر درختان زیتون" عباس کیارستمی رو تکرار کنه که بودجۀ ساختش به 20 هزار دلار هم نمی رسید.
اگر سازمان سینمایی یا مرکز گسترش چنین بودجه ای در دست دارن و می خوان حتماً هم خرجش کنن، بهتره با دقت و وسواس بیشتری پیش برن که این پروژه هم به سرنوشت سایر پروژه های به اصطلاح "فاخر" ایرانی دچار نشه.