-
اندر معرفی شیخ حسام بن حسن!
چهارشنبه 11 مهر 1386 00:06
نوشتن درباره دوستان و آشنایان کار خیلی سختیه، حتی یک جمله. اما دوست بزرگوار - شیخ سیروس الدوله محمدی - در کامنتی که برای یکی از نوشته های من در وبلاگ فیلمهایی که می بینیم گذاشتن، درباره بنده آنچنان زیبا قلم فرسایی نمودن که حیفم اومد اینجا نذارمش! عین متن رو میارم که هم برای خودم بایگانی بشه و هم بقیه دوستان حالشو...
-
به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا
یکشنبه 8 مهر 1386 09:37
۹ ساله بودم که با شعرای مولانا آشنا شدم و باهاشو ارتباط برقرار کردم. مولانا شعرای فوق العاده ای داره که در عین زیبایی نوشتاری و غنای معنایی، ساده هم هستن. امسال، سال مولانا و امروز هشتصدمین سالگرد تولدشه. به همین مناسبت یکی از شعرهاش که خیلی دوست دارم رو می نویسم: زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا چه نغزست و چه خوبست و...
-
فیلم هایی که می بینم!
شنبه 7 مهر 1386 07:42
قابل توجه دوستان فیلمباز، من از این به بعد درباره فیلم هایی که می بینم توی وبلاگ وزین فیلمهایی که می بینیم خواهم نوشت و لینکش رو هم می ذارم اون بغل. اولین یادداشت رو درباره فیلم مرکز تجارت جهانی (الیور استون) نوشتم و سعی می کنم درباره تمام فیلم هایی که می بینم (چه خوب چه بد) چند خطی بنویسم.
-
روزهای بی حادثه
پنجشنبه 5 مهر 1386 10:30
مدتیه که هیچ اتفاق خاصی نمی افته. هیچ چیزی نیست که خیلی مهم باشه یا خیلی هیجان انگیز. نه فیلمی میاد که ساخت و اکرانش یه حادثه باشه. نه آلبومی هست که آهنگهاش همه جا شنیده بشه. نه روزنامه ای هست که هر روز به شوق خوندن مطالبش اونو بخریم. نه حتی مسابقۀ فوتبالی که خیلی مهم باشه. اصلا چند ساله که هیچ حادثۀ مهمی اتفاق نمی...
-
یادداشتی بر سریال Lost
یکشنبه 1 مهر 1386 23:14
مبادلۀ فیلم با فرزاد کار دستم داد. ازش سریال Lost رو گرفتم و دوباره به دیدنش معتاد شدم! اگه هر شب یه قسمتش رو نبینم خوابم نمی بره! پخش این سریال سه سال پیش (۲۰۰۴) شروع شد و از همون اولین قسمت منو جذب کرد. هر هفته چهارشنبه شب ها می نشستم پای تلویزیون. من زیاد اهل دیدن سریال های تلویزیونی نیستم اما چند تا سریال رو هیچ...
-
اندر مصائب خرید کادو!
پنجشنبه 29 شهریور 1386 09:29
بعضی وقتا یه کار ساده تبدیل می شه به سخت ترین کار دنیا؛ یکیش کادو خریدن! اکباتان که بودیم یه مغازۀ اسباب بازی فروشی بود که همه برای کادو خریدن می رفتن همونجا! شب تولد از 50 تا کادویی که باز می شد نصفشون تکراری از آب درمیومد! اون سالی که بازی "فکر بکر" اومده بود من خودم توی یه شب ده – دوازده تا "فکر بکر" گرفتم! البته...
-
چهار سکانس از یک فیلمنامه...
دوشنبه 26 شهریور 1386 00:03
۲۶ شهریور ۱۳۵۶ / تهران: بیمارستان طوس/ داخلی / ده و نیم شب "تبریک می گم، یه پسر دنیا آوردی که اسمشو باید بذاری رستم!" پرستار نوزاد را به مادرش می دهد. مادر با دیدن نوزاد متوجه می شود چرا به دنیا آوردن او تا این حد دشوار بوده... نوزاد بسیار درشت است و بیشتر از چهار کیلو وزن دارد! پدر نوزاد کنار تخت ایستاده و به اولین...
-
به مناسبت یکصد و هفت سالگی سینمای ایران
چهارشنبه 21 شهریور 1386 10:42
۱۰۷ سال پیش (۱۲۷۹) در چنین روزی اولین فیلم ایرانی گرفته شد. مظفرالدین شاه قاجار که برای مسافرت به فرانسه رفته بود، یک دوربین فیلمبرداری و یک دستگاه نمایش فیلم خرید و به ایران آورد. میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در همین سفر اولین فیلم ایرانی رو ضبط کرد. رویدادهای مهم سینمای ایران، از بدو تولد تا امروز اینان: ۱۲۸۳: افتتاح...
-
اصطلاحات صدا و سیمایی!
شنبه 17 شهریور 1386 21:41
من حدود پنج سال توی صدا و سیما بودم و در این مدت توی بخش های مختلف کار کردم. از بخش های فنی گرفته تا ساخت فیلم و سریال. اصطلاحات خاصی وجود داره که به نوعی مخصوص صدا و سیماس، بعضی از این اصطلاحات رو اینجا آوردم: ساعت کاری : ظاهرا از هشت صبح تا چهار عصر، اما عملا از ۹:۳۰ تا ۱۰:۳۰ و ۱۴:۳۰ تا ۱۵:۳۰. دو ساعت، خیرشو ببینی....
-
یادداشتی بر فیلم Children of Men (آلفونسو کوآرون – ۲۰۰۶)
جمعه 16 شهریور 1386 14:57
"خبر فوری: جوان ترین انسان دنیا دقایقی پیش در سن هجده سالگی درگذشت..." فیلم با این جمله شروع می شه و به دنبال اون آدم هایی رو می بینیم که توی یه کافه در لندن بصورت ایستاده و با اندوه فراوان به این خبر که از تلویزیون پخش می شه نگاه می کنن. داستان فیلم در سال ۲۰۲۷ می گذره. زمانی که به دلیل آلودگی هوا، تشعشعات رادیویی و...
-
ماشین زمان
سهشنبه 13 شهریور 1386 23:33
فرض کنین ماشین زمان اختراع شده و هر کس می تونه تنها یکبار باهاش مسافرت کنه و به هر تاریخی که دلش می خواد – در هر نقطه از کرۀ زمین – بره؛ از عصر باستان گرفته تا آینده های دور. شما چه زمان و چه مکانی رو برای مسافرت انتخاب می کردین؟
-
کی به کیه؟!
یکشنبه 11 شهریور 1386 23:32
یه بار یه جایی دیدم یکی اینکارو کرده بود، خوشمان آمد برای اینکه چیزی از کسی کم نداشته باشیم گفتیم ما هم اینکار را بکنیم! اینجا دربارۀ چندین نفر، هر کدوم چند تا جمله نوشته ام! اما اسامی رو پاک کردم... شاید هر کسی خودش بفهمه کدومه یا حتی بتونه بقیه رو هم حدس بزنه! اگه فکر کردین یکی از اینا دربارۀ شماست بگین تا بگم درسته...
-
موقعیت های ناجور: من و فرزاد
چهارشنبه 7 شهریور 1386 02:14
اگه شما وارد یه جایی بشین و ببینین دو تا پسر همدیگه رو بغل کردن و دارن ماچ می کنن چی فکر می کنین؟ بعضی وقتا آدم توی موقعیتی قرار می گیره که ظاهرش انقدر افتضاحه هیچ توضیحی نمی شه درباره اش داد و هرچی بگیم بدترش کردیم! سال چهارم دانشگاه، روز تولدم بود که اون اتفاق افتاد! رفتم دانشکدۀ کامپیوتر و سر کلاس نشستم. هنوز هیچکس...
-
دهن های دیدنی!
جمعه 2 شهریور 1386 13:28
هیچ به دهن آدم ها دقت کردین؟ دهن یکی از اعضای صورته که معمولا برای حرف زدن بکار میاد اما همین دهن در بعضی شرایط حالتی به خودش می گیره که واقعا دیدنیه. مثلا: دهن یه دختر بچه که کنار میز توالت وایساده و با تمام وجود به نحوۀ رژ لب زدن مامان یا خواهر بزرگترش نگاه می کنه! دهن خانومی که قصد داره با دقت یه چیزی رو قیچی کنه و...
-
یادداشتی بر فیلم The Fountain (دارین آرونوفسکی)
یکشنبه 28 مرداد 1386 18:09
بعضی وقتا آدم نمی دونه با چه فیلمی طرفه. یعنی هیچ ایده ای نداره که قراره چی ببینه. در اغلب مواقع از دیدن فیلمی که به درستی نمی شناسمش پشیمون می شم. اما با دیدن Fountain شوکه شدم و به معنی واقعی کلمه لذت بردم. چطور چنین فیلمی از دستم در رفته بود؟ چرا زودتر کشفش نکرده بودم؟ "طبق افسانه های مایا، درختی وجود داره به نام...
-
هری پاتر و قدیسان مرگبار
پنجشنبه 25 مرداد 1386 09:25
مطمئنا تمام طرفداران کتاب های هری پاتر منتظرن هر چه زودتر ترجمۀ جلد هفتم (و آخر) تموم بشه و به بازار بیاد. جلد شیشم (شاهزادۀ دورگه) یه جورایی نصفه نیمه تموم شد و فعلا رفتیم توی خماری که هری چطوری می خواد بدون کمک دامبلدور چهار تا جان پیچ دیگۀ ولدمرت رو پیدا کنه و از بین ببره؟ نسخۀ انگلیسی کتاب رو می شه میدون انقلاب...
-
دنبال اسم می گردیم!
دوشنبه 22 مرداد 1386 09:45
اسم منو خاله ام انتخاب کرد. اول قرار بود اسمم رو بذارن "پدرام"، اما یکی دو روز قبل از گرفتن شناسنامه، خاله ام "حسام" رو پیشنهاد کرد که چون به اسم پدرم هم می خورد، تصویب شد! البته طبق قانون خاندان دهقانی، قاعدتا باید اسمم می شد "عباس". چون اسم پدرم "حسن" هست، اسم پدرش "عباس"، پدر پدرش "حسن"، پدر پدر پدرش "عباس" و ......
-
افکار توالتی...!
سهشنبه 16 مرداد 1386 00:02
۱- چرا آدم ها توی شرکت خجالت می کشن که اطراف توالت دیده بشن؟ ۲- چرا وقتی توی توالت همدیگه رو می بینن به هم می گن "سلام، خسته نباشین"؟! اینجا منظور از خستگی چیه؟ خسته از کار روزانه یا کاری که الان توی مستراح انجام شده؟ ۳- چرا بعضی ها که می رن توالت از اول تا آخر شیر آب رو با صدای بلند باز می ذارن؟ ۴- تا حالا شده توی...
-
خوش به حال لک لک ها... (برای حسین پناهی)
یکشنبه 14 مرداد 1386 11:14
حسین پناهی آدم عجیبی بود. یعنی افکارش و حرفاش عجیب بود. چیزایی می گفت که هیچکس نمی فهمید. خیلی ها معتقد بودن (و هستن) که مجنون بوده و چرند می گفته. بعضی هام اعتقاد دارن چون ما حرفش رو نمی فهمیم شاید ایراد از ماست... در هر حال حسین پناهی سه سال پیش – ۱۴ مرداد ۸۳ – از این دنیا رفت. رفتنش هم عادی نبود. اون اواخر در...
-
تست هوش!
جمعه 12 مرداد 1386 17:50
به نظر شما این اتوبوس داره کدوم طرف می ره؟ چپ یا راست؟ کلکی توی کار نیست و یه جواب کاملا منطقی و درست هم براش وجود داره. این یه تست هوش خیلی ساده اس که توی مراکز پیش دبستانی آمریکا گرفته شده و جالب اینکه ۸۰ درصد بچه ها جواب درست دادن! آدم وقتی می دونه بچه های ۵ ساله تونستن جواب بدن از زندگی ناامید می شه!!! حالا اگه...
-
اینگمار برگمان هم رفت...
سهشنبه 9 مرداد 1386 21:37
کاش می شد از عمر خیلی آدم هایی که الکی زنده هستن و نفس می کشن کم کرد و به عمر نابغه های هنرمندی مثل برگمن اضافه کرد و اونا رو همیشه و در همه زمان ها داشت... برگمان هنرمند بزرگی بود... حیف شد. ** و آنتونیونی هم...
-
هری پاتر: The Boy Who Lived
شنبه 6 مرداد 1386 19:16
چند هفته اس که قسمت پنجم از فیلم های هری پاتر به نام "فرمان ققنوس" به سینماها اومده و تمام طرفدارانش رو به سالن ها کشونده. خبر مهمتر، انتشار هفتمین و آخرین قسمت کتاب هری پاتر (Deathly Hollows) هست که اون هم چند هفته پیش بیرون اومده و تا همین امروز چندین میلیون نسخه فروش کرده. اینکه چرا هری پاتر به پدیده تبدیل شد رو...
-
کارتون های دوران کودکی
چهارشنبه 3 مرداد 1386 23:06
تازگی ها نشستین پای تلویزیون کارتون تماشا کنین؟ کارتون هایی که الان از تلویزیون پخش می شه پر از ماشین های عجیب و غریبه، ماشین هایی که یهو پرواز می کنن و از چرخشون اشعۀ لیزر بیرون میاد، موجودات بی ریخت فضایی و آدم هایی با موهای بنفش و قرمز... نمی دونم روحیۀ بچه ها تغییر کرده یا سلیقۀ کارتون سازان. اما فکر می کنم کارتون...
-
حسام به سایپا می رود!
دوشنبه 1 مرداد 1386 10:20
من از امروز اول مرداد کار جدید خودمو بعنوان کارشناس IT در "مرکز تحقیقات و نوآوری سایپا" شروع کردم. زین پس هر روز ساعت هفت و نیم صبح تا چهار بعد از ظهر سایپا هستم، پنجشنبه ها هم تعطیل! شرایط کاریش خیلی خوبه و نوع کار هم همونه که دوست دارم. امیدوارم همه چیز به خوبی پیش بره. در ضمن، سایپا (به همراه پرسپولیس) سرور...
-
هنر انتخاب اسم
شنبه 30 تیر 1386 20:20
بعضی وقتا آدم اسم هایی می بینه که معلومه طرف در انتخاب اون ذوق و سلیقه به خرج داده. اصلا انتخاب اسم (چه برای آدم، چه برای شرکت و مغازه و موسسه) خودش یه هنره و تاثیر خیلی مهمی در سرنوشت اون شخص داره. دیروز توی ستارخان یه کارگاه بزرگ دیدم به اسم: "در باران". سرک کشدیم توش دیدم یه کارگاهه پر از درهای فلزی! چند سال پیش...
-
خودکشی!
جمعه 29 تیر 1386 15:21
اگه یه روزی به هر دلیلی بخواین خودکشی کنین چه روشی رو انتخاب می کنین؟ (لطفا روش هایی رو پیشنهاد بدین که اگه کسی خواست استفاده کنه بتونه!)
-
یادداشتی بر فیلم Closer (مایک نیکولز)
سهشنبه 26 تیر 1386 19:46
شاید در نگاه اول این فیلم هیچ نکتۀ خاصی برای جلب توجه نداشته باشه؛ نه کارگردان خیلی معروف و نه داستان مهیج. معروفترین ساخته های قبلی مایک نیکولز اینان: چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟، کچ-22، فارغ التحصیل، گرگ و رنگ های اصلی. Closer داستان چهار نفر غریبه اس که بطور تصادفی وارد زندگی همدیگه می شن و روابطی بینشون شکل...
-
End آزادی در ایران!
جمعه 22 تیر 1386 09:17
آگهی های روزنامه ایران، پنجشنبه ۲۱ تیر: یعنی واقعا ازدواج همجنس ها آزاد شده؟!
-
سوتی از نوع باستان شناسانه!
چهارشنبه 20 تیر 1386 11:38
"۴۲۰۰ سال پیش: پس از مرگ پدر، توت آنخ آمون در ۹ سالگی فرعون شد و طبق رسم فراعنه مصر در ۱۲ سالگی با آنخه سِناتون خواهر ناتنی اش ازدواج کرد. اولین فرزندشان دختر بود و فرزند دوم هم دختر... که هر دوی آنها در کودکی مردند. پس از این ماجرا توت و همسرش دیگر بچه دار نشدند... اعتراض در کاخ فرعون بالا گرفته بود که نِفِرتیتی...
-
عجایب هفتگانه جدید
یکشنبه 17 تیر 1386 11:35
عجایب هفتگانه رو همه می شناسیم: باغ های معلق بابل، فانوس اسکندریه، اهرام مصر، معبد آرتمیس، مجسمۀ بزرگ رودس، مقبرۀ هالیکارناسوس و مجسمۀ زئوس. اما متاسفانه به غیر از اهرام مصر، هیچ آثاری از شیش مورد دیگه به جا نمونده. یه موسسه ای توی پرتقال یه طرح جالبی رو اجرا کرد و از مردم خواست عجایب هفتگانۀ جدید رو انتخاب کنن. در...