بعد از حدود یک ماه و نیم تحقیق و انجام هماهنگی های لازم، بالاخره فاز پیش تولید تموم شد و از فردا صبح ساعت ۱۱ تصویربرداری شروع می شه...
مدتیه پیش تولید دو فیلم مستند رو بطور همزمان شروع کردیم. دلیل اینکه کمتر فرصت می کنم بنویسم یا به وبلاگ دوستان سر بزنم هم همینه.
موضوع هر دو فیلم مرتبط با کامپیوتر و اینترنت هست و از اونجا که می خوام تصویربرداری دو فیلم پشت سر هم انجام بشه و فاز پس تولید هم موازی پیش بره، برنامه ریزی و هماهنگی های بیشتری لازمه.
برای یکی از فیلم ها نیاز به مصاحبه هایی هست با کارشناسان امنیت شبکه. علاوه بر چند نفر از معروفترین مشاوران امنیت شبکه ایران، مصاحبه هایی خواهیم داشت با مدیران فنی سه تا از بزرگترین و معروفترین شرکت های آنتی ویروس دنیا.
امروز ظهر با مدیر فنی یکی از این شرکت ها صحبت کردم (به شکل مصاحبه تلفنی). حرف هایی که درباره ویروس های کامپیوتری و اتفاقاتی که ظرف چند سال آینده در این زمینه خواهد افتاد زد برای من که رشته ام کامپیوتره خیلی جالب بود.
امیدوارم کارها به خوبی پیش برن و نسبت به قبل بتونیم پیشرفت داشته باشیم.
یکی از این دو فیلم رو اواخر خرداد و دیگری رو اواسط تیر آماده خواهم کرد و بعد از اون بلافاصله می ریم سراغ پروژه سوم، که اینبار هیچ ربطی به کامپیوتر و اینترنت نداره: دزدان دریایی اقیانوس هند!
آدم ها موجودات عجیبی هستن...
موقعی که انتظارش رو نداری کارهایی انجام می دن و لطف هایی می کنن که غافلگیر می شی و نمی دونی چطور ازشون تشکر کنی،
ولی همون آدم ها بعضی کارهای ساده ای رو که طبق عرف، فرهنگ، اخلاقیات یا هر کوفت و زهرمار دیگه ای که بهش پایبند هستیم، قاعدتاً باید انجام بدن، منتظری که انجام بدن، دلت می خواد که انجام بدن، خیلی ساده، انجام نمی دن! یا انقدر دیر انجامش می دن که دیگه به درد عمه شون می خوره!
احمد یاوری شاد (آبدارچی، مسئول تدارکات و بازیگر نقش های دست چندم سینمای ایران) سوژۀ فیلم مستندی است به نام "آبدارچی" ساختۀ حمید جبلی.
"احمد آقا" از عاشقان سینمای قبل انقلابه و کلکسیونی کامل از پوستر فیلم های قدیمی رو داره. کارش رو توی سینما از کنترلچی سالن شروع کرده، رسیده به آپاراتچی و نهایتاً هم مسئول تدارکات.
ساختار فیلم درست همون چیزیه که می شه تصور کرد: نمایش تصاویری از زندگی و حرفهای آقای یاوری شاد بعلاوۀ تعداد زیادی مصاحبه با کارگردانان و بازیگران سرشناس سینما که باهاش کار کردن.
فیلم به خودی خود چیز خیلی خاصی برای گفتن نداره، فیلمیه بالاتر از متوسط، با ساختار یکدست و تدوین سریع. البته به نظر من گنجاندن موضوع عشق و ازدواج آقای یاوری تا حدی به فیلم ضربه زده و این مستند رو به یک فیلم هندی تبدیل کرده.
جدای از ساختار فیلم، چیزی که می خوام بگم، ارزش بالای کار حمید جبلی در پرداختن به یکی از عوامل فرعی سینمای ایرانه که تمام عمرش رو در خدمت سینما بوده و اطلاعات و درکش از سینما، بسیار بیشتر از آدم های تازه وارد و بازیگران پرادعایی هست که این روزها تنها معیار امضا کردن قراردادشون میزان دستمزدشونه... یا اون آقایی که همین چند روز پیش توی جشنواره کیش بعد از گلاویز شدن با یکی از اعضای صنف منتقدان جلوی همه فریاد کشیده که: من همۀ سینمای ایرانم!!!
امیدوارم این فیلم شروعی باشه برای ساخت فیلم های مستند بیشتر از عوامل پشت صحنۀ سینمای ایران. کسانی که خاطرات و حرف های زیادی برای گفتن دارن.
پارسال همین روزها مشغول فیلمبرداری "یک درجۀ لعنتی" بودیم... چهار روز کامل برای ۱۷ دقیقه فیلم. نتیجۀ کار برای من که بعد از ۶ سال دوباره شروع کرده بودم اهمیت زیادی داشت.
فیلم توی هیچ جشنوارۀ داخلی پذیرفته نشد، اما در مدارس زیادی به نمایش دراومد و در چند کشور مختلف آسیایی و اروپایی برای نوجوانان به نمایش دراومد.
دیده شدن این فیلم باعث شد کانال های ارتباطی برای ساخت یک فیلم مستند باز بشه، "شما ۹ میلیون دلار برنده شده اید!". پخش این مستند از تلویزیون و دیده شدنش راه رو برای ارائۀ طرح های بیشتر فراهم کرد و این روزها هم که مشغول انجام مقدمات و تحقیقات لازم برای ساخت سه فیلم مستند هستم...
کسانی که منو می شناسن و فیلمنامه هامو خوندن، می دونن جنس سینمای مورد علاقۀ من چیه و می خوام به کجا برسم. اما برای رسیدن به اون هدف باید از مسیرهای ابتدایی و ساده هم گذشت... امیدوارم بتونم سریعتر پیش برم و به اهداف بزرگترم برسم.
شاید برای دوستانی که از روزهای فیلمبرداری "یک درجۀ لعنتی" سال گذشته خاطرات خوبی دارن و از نتیجۀ کار راضی هستن، این یه خبر خوب باشه:
طبق قراردادی که با دفتر تولید و پخش Oracle Releasing (واقع در هالیوود، کالیفرنیا) بسته شد، امتیاز پخش فیلم یک درجۀ لعنتی در آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) و اروپا و آسیا به هر طریق ممکن (All Media) به مدت ۱۰ سال به این شرکت واگذار شد.
این فیلم همچنین در پکیجی شامل ۱۰ فیلم کوتاه در ژانر تریلر/جنایی از ۱۰ کشور مختلف در قالب DVD به نام It's a Criminal World سپتامبر ۲۰۱۱ به بازار عرضه خواهد شد.
کلاس سوم دبستان، جایی می نشستم که درست کنار پنجره بود. اون سال زمستون برف زیادی میومد... سر کلاس وقتی معلم داشت درس می داد حواسم رفت به برف درشت و قشنگی که بیرون می بارید... من که از ۳ تا ۹ سالگی ساری زندگی کرده بودم و برفی ندیده بودم محو تماشای برف بودم و خیالبافی که دیدم خانوم معلم داره صدام می کنه.
پرسید خیلی دوست داری بری بیرون برف بازی کنی؟
منم خیلی صادقانه جواب دادم آره...
گفت پس پاشو برو!
فکر کردم چه معلم مهربونی، داره بهم می گه برو برف بازی. چون خیلی جدی داشت نگام می کرد، بلند شدم رفتم تو حیاط. وایسادم زیر برف... به برف ها دست زدم... و چند دقیقۀ بعد برگشتم بالا. در زدم. معلم در کلاسو باز کرد.
گفت: همونجا بمون تا آخر کلاس!
و دوباره درو بست!
تازه فهمیدم در واقع منو از کلاس انداخته بوده بیرون!
اسم این معلم خانوم سیاهپوش بود، دبستان شهید عموئیان، شهرک اکباتان... که با این کارش بهم یاد داد هیچوقت صادقانه چیزی که دلم می خواد رو به زبون نیارم!!!
ولی متاسفانه تنبیهش کافی نبود و یاد نگرفتم! هنوزم هر وقت اگه چیزی رو دلم بخواد صادقانه می گم و چوبش رو هم می خورم... اما می گم! می گم! می گم! من همینم!
بعضی شرکت ها ابتکارات جالبی به خرج می دن برای انتخاب کارمندان جدید از بین متقاضیان. معمولاً بعد از طی مراحل اولیه که شامل بررسی سوابق و مصاحبه اس، شرکت ها آزمون کتبی یا مصاحبه به زبان انگلیسی هم برگزار می کنن تا یکی دو نفر رو از بین بیشتر از صد نفر انتخاب کنن.
چند سال پیش از خود من یرای استخدام توی یه شرکت بین المللی یه تستی گرفتن که جالب بود. یک نفر به سرعت و پشت سر هم سوال می پرسید، اگر سوال انگلیسی بود باید به فارسی جواب می دادم و اگر سوال به فارسی بود به انگلیسی. گفتن اینجوری می تونیم سرعت انتقال و تصمیم گیری فرد رو بسنجیم!
یه بار دیگه یه شرکتی رفتم برای مصاحبه، وقتی وارد اتاق شدم اولین چیزی که پرسیدن این بود که از در ساختمون تا در شرکت چند تا پله بالا اومدی؟!
تست اون شرکت آلمانی که یه مدت باهاشون کار می کردم هم به این شکل بود که یه مجموعه سوال و تست با ایمیل برام فرستادن و من باید در کمتر از ۱۰ دقیقه براشون reply می کردم و جواب می دادم!
هفتۀ پیش یکی از دوستان رفته بود برای مصاحبه، بعد از طی مراحلی این سوالو گذاشتن جلوش و باید ظرف کمتر از ۱۰ ثانیه جواب می داد:
فقط یکی از گزینه های زیر صحیح می باشد. آن گزینه کدام است؟
۱) گزینۀ ۱ صحیح است
۲) گزینۀ ۱ یا ۲ صحبح است
۳) گزینۀ ۲ یا ۳ صحیح است
دوستم استخدام نشد!