پلان های روزانه

پلان های روزانه

هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم
پلان های روزانه

پلان های روزانه

هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم

چند تا سوتی از فیلم های هالیوودی!

من هیچوقت به قصد ایراد گرفتن فیلم نگاه نمی کنم، اما بعضی وقتا یه سوتی هایی هست که واقعا نمی شه ازش گذشت!

البته اگه کسی به این چیزا دقت کنه می تونه از هر فیلم کلی سوتی در بیاره. از اومدن میکروفون توی کادر گرفته تا افتادن سایۀ عوامل پشت صحنه روی دیوار؛ از به هم خوردن راکورد صحنه تا انواع غلط دیکته ای فیلمسازی (مثل شکسته شدن خط فرضی).

بیشترین سوتی، سوتی های مربوط به منشی صحنه اس که در همه فیلم ها وجود داره. مثلا ساعت روی دیوار از این زاویه یه عددی رو نشون می ده و از زاویۀ دیگه یه عدد دیگه؛ بازیگری که مثلا سمت راست سرش زخم شده، در نمای بعدی زخمش منتقل می شه سمت چپ؛ اسلحه ای که دست بازیگره بعد از عبور از در به اون یکی دستش منتقل می شه و... .

 

چند تا از سوتی هایی که خوب یادم مونده ایناس:

 

آپوکالیپتو: بعد از سکانس خورشید گرفتگی، همان شب، تصویری از ماه نشون داده می شه که بصورت قرص کامل داره می درخشه، در صورتیکه خورشید گرفتگی همیشه اول ماه اتفاق می افته و حتما باید ماه رو بصورت هلال نشون می دادن! به غیر از این، در نمایی که جگوار از آبشار می پره پایین زخم روی پهلوش یهو غیب می شه، وقتی از آب میاد بیرون دوباره زخم سر جاشه!

 

300: از داخل کادر اومدن متعدد صدابردار و فیلمبردار دوم که بگذریم، از همه بیشتر دندون های پر شدۀ لیونایدوس وقتی که عربده می کشه تو چشم می زنه، اونم 2400 سال پیش! جالبتر اینکه اگه دقت کنین روی بازوی اکثر سیاهی لشکرها جای واکسن کزاز به وضوح دیده می شه! در سکانسی که پسر کاپیتان کشته می شه هم وقتی باباهه میاد بالای سرش شمشیرش کاملا تمیزه در صورتیکه در نمای قبلی کلی آدم کشته بود و شمشیر کاملا خونین بود!

 

گلادیاتور: در سکانس جنگ ژرمن ها و اسپانیایی ها، دست خیلی از سیاهی لشکرها ساعت مچی بسته شده!

 

جیغ (Scream): این فیلم پر از ایراده! مثلا در سکانس پارتی، وقتی قاتل توی زیرزمین به دوست سیدنی حمله می کنه، دختره با بطری می کوبه توی سر قاتل، بطری می شکنه و لباس یارو خیس می شه، در نمای بعدی لباس کاملا خشکه! یه جای دیگه وقتی پلیس (دیوید آرکوئت) داره با زن خبرنگار توی جنگل حرف می زنه، سیگاری که دستشه از نماهای مختلف اندازه های مختلفی داره. بدترین ایراد هم زمانیه که جنازه روی سقف ماشین سیدنی (نیو کمپبل) افتاده: سیدنی ماشین رو روشن و به جلو حرکت می کنه، بعدش جنازه از روی سقف می افته روی شیشۀ جلو! طبق قانون اینرسی سکون، وقتی ماشین می ره جلو قاعدتا باید جنازه بره عقب!

 

دزدان دریایی کارائیب 2: وقتی اوایل فیلم دنبال جک اسپارو می گردن، بعضی از دوستاش می گن اطراف "سنگاپور" دیدنش، در صورتیکه اسم "سنگاپور" اوایل قرن بیستم روی این جزیره گذاشته شده (داستان فیلم مربوط به قرن هجدهمه!)

 

Amelie: تصویر فیلمبردار و صدابردار در اغلب نماهای داخل کافه (محل کار املی) روی پیشخوان و شیشه ها افتاده! یه مورد دیگه اینکه در سکانس کودکی نینو، روی برد مدرسه نوشته "جمعه، 7 آوریل 1980" در صورتیکه هفت آوریل در سال 1980 دوشنبه بوده نه جمعه!

 

Eyes Wide Shut: بوم صدابردار در سکانس صحبت بیل (تام کروز) با دوستش در اتاق بیلیارد چندین بار وارد کادر می شه. در همین سکانس جای توپ های روی میز به دفعات تغییر می کنه، بدون اینکه کسی بهشون دست زده باشه. از همه مهمتر اینکه داستان فیلم در نیویورک می گذره، اما تابلوهای راهنمایی رانندگی خیابون ها کاملا نشون می ده که توی لندن فیلمبرداری شده!

 

Saw 3: در سکانس پایانی وقتی جف به آماندا شلیک می کنه، خون به کابینت سفید رنگ پشت سرش می پاشه اما در نمای بعدی کابینت کاملا تمیزه. این پلان رو از دو زاویه گرفته ان که از یکی به کابینت خون پاشیده و از دیگری نپاشیده!

نظرات 5 + ارسال نظر
حسین چهارشنبه 25 مهر 1386 ساعت 09:13

دیشب کوبریک و بقیه اومدن به خوابم گفتن چند تا کامنت برای توجیه این مسایل دارن:
آپوکالیپتو: بابا کارگردان و نویسنده که مثل تو دانشمند نیستن :D
300: در مورد شمشیر خونی باید گفت که در صخنه ای که در فیلم اصلی حذف شده باباهه با پاکفوم خونها رو پاک میکنه آخه پسرش از خون میترسه.
گلادیاتور: این ساعتها رو کلاسیوس از جنگ توران زمین به غنیمت آورده بود.
جیغ: در مورد جنازه باید گفت که کار ما در جد نانو بوده و قوانین فیزیک کلاسیک در مورد ما صدق نمی کند.
دزدان کاراییب 2 : اگه اسم قدیمیش رو میگفتن همه هاج و واج میموندن.. تازه فیلم تم طنز داره!
آملی: اون متن "جمعه ..." رو یه بچه شیطون نوشته بود!
چشمهای کاملا بسته: اون بوم نبود جیگر.. یه جیز دیگه بود :D:
اره 3: اون خطای دید چشم انسانه نه اشتباه منشی صحنه!
***
دیسکانکت پیلیز! خسته شدم از بس شر گفتم..

احسان یکشنبه 6 خرداد 1386 ساعت 22:14

واقعا حیف شد به منشی صحنه جایزه نمی دن... یک جورایی حق منو خوردن...ببین کاری می تونی بکنی.؟

شما که استاد بازیگری هستین قربان، جایزه منشی صحنه می خواین چیکار؟!

محسن یکشنبه 6 خرداد 1386 ساعت 17:21 http://filmamoon.blogsky.com/

راستی یادم رفت که برات بنویسم که دیشب کوبریک را توی خاب دیدم. گفت برو به این جوون بگو این دفعه رو بخشیدمش.
به شرط اینکه این فیلم را یکبار دیگر ببیند در حالیکه زانو زده باشد مقابل تلویزیون و زیر زانواشم نخود ریخته باشه. در تمام طول فیلم. در غیر اینصورت از اون دنیاا پلانهای روزانه و شبانه اش رو یکی میکنم.
حسام بترس از این جسارتی که کردی.

سیما یکشنبه 6 خرداد 1386 ساعت 08:36

از دقت نظرت خوشم آمد . راستی چرا به منشی صحنه جایزه اسکار نمی دن ؟‌می تونیم پیشنهاد بدیم !!

تحت عنوان Art Direction یه جایزه می دن که شامل منشی صحنه هم می شه. اصولا منشی صحنه در کشورهای غربی عضوی از گروه کارگردانی به حساب میاد. اما اینجا در ایران چون کلمه منشی همراهشه طور دیگه ای برداشت می کنن و خیلی های سر صحنه از منشی صحنه مثلا یه لیوان آب خنک می خوان!!!

محسن شنبه 5 خرداد 1386 ساعت 23:22 http://hessamm.blogsky.com/

حسام تو هم؟ تو در Eyes Wide Shut شک کردی؟ حسام استغفار کن. استغفار. روح کوبریک را در کجا تصور کردی که بر این فیلمش چنین خشم گرفتی؟ نمیتوانستی دندان روی جگر بگذاری؟

جوونی کردم... خام شدم... فریب خوردم... التوبه!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد