پلان های روزانه
  
 هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
سکانس بندی:
آرشیو
آخرین اخبار فن آوری اطلاعات

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جستجوی مطالب وبلاگ پلان های روزانه
Google Custom Search
جمعه 21 تیر 1387
مباحث تئوریک: نمای نقطه نظر

نمای نقطه نظر (Point of View / به اختصار POV) نمایی است که صحنه را از دریچۀ دید یا نقطه نظر یکی از شخصیت های فیلم نشان می دهد. (فرهنگ واژگان سینمایی، پرویز دوایی)

اولین POV:
روبن مامولیان یکی از اولین کسانی بود که از این نما استفاده کرد؛ بخش زیادی از فیلم "دکتر جکیل و مستر هاید" (۱۹۳۲) از دریچۀ چشم دکتر جکیل فیلمبرداری شده.

قواعد کلاسیک:
یک) این نما معمولاً بین دو نمای دیگه – به این ترتیب – بکار می ره: ۱- نمایی نزدیک از چهرۀ شخصیت فیلم که به نقطه ای خیره شده، ۲- نمای نقطه نظر ۳- مجدداً نمایی نزدیک از عکس العمل شخصیت فیلم به چیزی که دیده. 

دو) برای فیلمبرداری نمای POV معمولاً دوربین رو درست در مسیر دید کاراکتر مورد نظر (در همون ارتفاع و فاصله) قرار می دن و از صحنه فیلمبرداری می کنن.

سه) این نما معمولاً برای نشون دادن صحنه از دید شخصیت اصلی یا قهرمان فیلم بکار می ره. استفاده از نمای POV حس همراهی رو در بیننده تقویت می کنه، چون می تونه خودش رو بجای قهرمان فیلم فرض کنه.

ساختار جدید:
در فرم های مدرن که فیلمساز قواعد کلاسیک رو به هم می ریزه، کاربرد نمای POV هم تغییرات زیادی کرده. آلفرد هیچکاک از اولین کسانی بود که قاعدۀ "نمای نقطه نظر بجای قهرمان فیلم" رو به هم زد و در فیلم پرندگان (۱۹۶۳) از دریچۀ چشم پرنده ها به صحنه نگاه کرد.

نمایش POV شخصیت منفی فیلم یا موجودی که از محل اختفای خودش به کاراکترهای فیلم نگاه می کنه، تاثیر زیادی در ایجاد حس دلهره داره و در بعضی فیلم های ترسناک مورد استفاده قرار می گیره. مثل نمای POV کوسه از عمق آب به آدم هایی که در حال شنا هستن در فیلم آرواره ها (اسپیلبرگ – ۱۹۷۵).

در بعضی فیلم ها دوربین از دید یک شخص ناظر به صحنه نگاه می کنه و نماهای POV طولانی نمایش داده می شه، مثل سکانس دوم Saving Private Ryan (اسپیلبرگ، ۱۹۹۸)، جایی که سربازان آمریکایی در ساحل نرماندی پیاده می شن و آلمان ها اونها رو به رگبار می بندن.

برخی مواقع کارگردان با استفاده از قواعد کلاسیک کاربرد POV ما را فریب می ده، بدین شکل که بازیگر وارد نمایی می شه که فکر می کنیم نمای نقطه نظر خودشه! تیم برتون بارها این کارو انجام داده و ما رو غافلگیر کرده.

تاثیرگذارترین POV:
یکی از بهترین استفاده ها از نمای نقطه نظر رو در فیلم لئون (لوک بسون – ۱۹۹۵) دیده ام:

در پایان فیلم، لئون (ژین رنو) به سمت راهروی خروجی حرکت می کنه، غافل از اینکه استانسفیلد (گری اولدمن) از پشت سر اونو هدف گرفته. نمایی نزدیک از چهرۀ لئون می بینیم که با آخرین توانی که براش باقی مونده خودشو به سمت در می کشونه. این نما قطع می شه به نمای نقطه نظر لئون که به سمت جلو در حال حرکته، ناگهان تغییر محسوسی در نور صحنه ایجاد می شه، دوربین (لئون) می ایسته، سپس خیلی آروم روی زمین فرود میاد. نمای بعد، نمایی متوسط از لئون هست که غرق در خون روی زمین افتاده.

لوک بسون با این ترفند بطور غیرمستقیم، به بهترین و تاثیرگذارترین شکل ممکن گلوله خوردن کاراکتر اصلی فیلم رو به تصویر می کشه.


چهارشنبه 29 خرداد 1387
مباحث تئوریک: انتخاب اسم برای فیلم

قصد دارم از این به بعد مباحث تئوریک سینمایی رو هم به وبلاگ پلان های روزانه اضافه کنم و هر بار دربارۀ یکی از مفاهیم سینمایی چند خطی بنویسم. مباحث تئوریک رو با موضوع ساده  انتخاب اسم فیلم شروع می کنم و در پست های بعد دربارۀ دکوپاژ، میزانسن، نمای نقطه نظر، دوربین روی دست، تراولینگ، زوم،...  و کاربرد و مفهوم اونها در فیلم مطالبی خواهم نوشت.

انتخاب اسم برای فیلم در مرحلۀ نوشتن فیلمنامه صورت می گیره، اما زیاد پیش اومده که به دلایل مختلف اسم فیلم در زمان تولید یا حتی پس-تولید تغییر پیدا کرده. برای یک فیلم به چند صورت می شه اسم انتخاب کرد:

۱- بر اساس نام کاراکتر اصلی (لئون، ارین بروکوویچ، مالنا)
۲- نام محل وقوع حوادث فیلم (کازابلانکا، سینما پارادیزو، پارک ژوراسیک)
۳- وسیله یا شیء ارتباط دهنده کاراکترهای فیلم (پیانو، اره، الماس خونین)
۴- موضوع یا مفهوم اصلی داستان (ماتریکس، هوش مصنوعی)
۵- اسامی ابتکاری برای جذب مخاطب (قبل از آنکه شیطان بداند مرده ای)

شاید بعد از دیدن یک فیلم بدون نام اسامی مختلفی به ذهن هر کس خطور کنه، اما مهم اینه که اسم رو بر حسب مفهوم اصلی داستان و ژانر انتخاب بشه. اسم فیلم باید به شکلی صورت بگیره که باعث برانگیخته شدن کنجکاوی مخاطب بشه و در عین حال پیش زمینۀ نادرستی از داستان بوجود نیاره. مثلاً با شنیدن اسم "دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه" دقیقاً توقع دیدن فیلمی ماجراجویانه (Adventure) در مخاطب شکل می گیره و با شنیدن اسم "حس ششم" فیلمی ماوراء طبیعی.

گاهی اوقات یک اسم تک کلمه ای مثل 1408 یا Zodiac موثرتر از انتخاب اسامی طولانیه و گاهی برعکس (ایندیانا جونز و مهاجمان صندوقچۀ گمشده).

بعضی اوقات تنها شنیدن نام یک فیلم ما رو به دیدن اون ترغیب می کنه، مثل "سوئینی تاد: آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت" یا "آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند" و گاهی انتخاب نادرست اسم ما رو فراری می ده (مثل فیلم های ایرانی "پابرهنه در بهشت" یا "یک تکه نان").

اسم فیلم اولین چیزیه که از یک اثر هنری به گوش ما می خوره و (ناآگاهانه) باعث شکل گیری احساسات اولیه ای نسبت به اون می شه. بسیاری از کسانی که برای سرگرمی فیلم تماشا می کنن، بدون آگاهی از داستان فیلم یا اسم کارگردان تنها از روی اسم به انتخاب دست می زنن بنابراین باید تا حد ممکن در انتخاب اسم وسواس به خرج داد (قابل توجه اغلب فیلمنامه نویسان و فیلمسازان ایرانی).

--------------

طولانی ترین اسمی که تابحال برای یک فیلم بکار رفته:

Another Demonstration of the Cliff-Guibert Fire Horse Reel, Showing a Young Girl Coming from an Office, Detaching Hose, Running with It 60 Feet, and Playing a Stream, All Inside of 30 Seconds


آخرین یادداشت ها


حسام دهقانی...

برداشت شماره: 67446