X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پلان های روزانه

هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم

یادداشتی بر فیلم Hunger Games (گری راس – ۲۰۱۲)

بعد از چند ماه انتظار بالاخره فرصت پیدا کردم یکی از فیلم هایی رو که خیلی منتظر دیدنش بودم تماشا کنم. Hunger Games بر اساس اولین کتاب از سه گانه ای به همین نام ساخته شد که با فروش بسیار بالای خودش، باعث تعجب تهیه کننده هاش شد.

داستان در آینده ای نه چندان دور می گذره. زمانی که حاکم ظالم کشور برای زهر چشم گرفتن از مناطق ۱۲ گانۀ تحت حکومتش یک بازی خطرناک و خشن رو راه انداخته: از هر منطقه دو نوجوان ۱۲ تا ۱۸ ساله انتخاب می شن که باید در یک نبرد نامتعادل همدیگه رو بکشن... تا جایی که در پایان تنها یک نفر زنده بمونه.

فیلم از ریتم مناسبی برخورداره و تصویربرداری هم به خوبی صورت گرفته. انتخاب بازیگران (خصوصاً جنیفر لاورنس بعنوان نقش اصلی) با دقت زیادی انجام شده و جنیفر لاورنس کاملاً مناسب این نقشه... من از ابتدای تولید این فیلم فکر می کردم سراغ سیرشا رونان می رن که واقعاً انتخاب بدی بود.

با اینکه پایان فیلم بیش از حد قابل پیش بینی هست، اما باز هم کسانی رو که دنبال هیجان باشن راضی می کنه.

تدوین فیلم یکی از ایرادات بزرگشه که ضربۀ بزرگی بهش زده. استفاده از فلاش بک های نابجا، کات های نادرست بین نماها و زمانبندی نامناسب طول هر شات باعث شده در بسیاری از سکانس ها فیلم افت پیدا کنه.

اما بزرگترین ایراد فیلم، فیلمنامۀ ضعیفیه که از روی کتابی بسیار خوب اقتباس شده. در واقع، بخش هایی از کتاب در فیلمنامه مورد استفاده واقع نشده که واقعاً وجودشون لازم بود. جدای از قابل پیش بینی بودن کل ماجرا، شخصیت پردازی کاراکترها هم به نحوی انجام شده که اونها رو از داشتن خصایص منحصربفرد محروم کرده.

بعنوان مثال، ما از کتنس (بازیگر اصلی) هیچ نبوغ، شجاعت یا قدرتی نمی بینیم... از همون ابتدای ورود به مسابقه میره بالای درخت و حتی پایین اومدنش هم با راهنمایی اون دختربچۀ سیاهپوستیه که بهش میگه کندوی زنبورها رو به پایین بندازه! به غیر از ابتدای فیلم و جلوی داورها، در هیچکدوم از مقاطع مهم فیلم از مهارت تیراندازی دختر استفاده ای نمیشه. حتی یکجا (در اواخر فیلم) هم دختر دیگه ای بهش حمله می کنه تیرش خطا میره و بعد هم ازش کتک می خوره! این مهارت تنها یکبار و در آخرین پلان های فیلم مورد استفاده قرار می گیره که با توجه به چیزهایی که قبلاً از دختر دیدیم، برخورد تیر به هدف بیشتر به شانس شباهت داره تا مهارت.

این مشکل در رابطه با پیتا (پسری که همراه کتنس از منطقۀ ۱۲ اعزام شده) هم وجود داره. تاکید داستان بر قدرت بدنی زیاد پسر در پرت کردن گونی های بزرگ آرد (چون در یک نانوایی کار می کنه) در هیچ کجای فیلم مورد استفاده قرار نمی گیره. من منتظر بودم حداقل در سکانس درگیری پایانی فیلم به نحوی ازش استفاده بشه.

در مجموع به نظر من کارگردان نتونسته از مجموعۀ تجهیزات، بازیگران و عوامل حرفه ای که در اختیارش بوده به خوبی استفاده کنه. البته با توجه به سابقۀ کمش در این کار، بیشتر از این هم ازش انتظار نمی رفت.

فیلمبرداری قسمت دوم این سه گانه از هفتۀ پیش شروع شده و کارگردان هم شخص دیگه ای هست. کارگردان قسمت دوم کسیه که بیشتر بخاطر ساخت موزیک ویدئوهایی که برای Shakira، Britney، Beyonce، Backstreet Boys و ... ساخته شهرت داره. دو سال پیش هم جایزۀ بهترین موزیک ویدئوی سال رو بخاطر Bad Romance (برای Lady GaGa) دریافت کرد.

به هر حال این فیلم برای سرگرمی و هیجان انتخاب خوبیه. امیدوارم قسمت دوم بهتر از قسمت اول باشه و کارگردان به جزئیات بیشتر توجه کنه.

امتیاز: ۷ از ۱۰

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 28 شهریور 1391 ساعت 11:44 | نویسنده: حسام دهقانی | چاپ مطلب 3 نظر