پلان های روزانه
  
 هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
سکانس بندی:
آرشیو
آخرین اخبار فن آوری اطلاعات

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جستجوی مطالب وبلاگ پلان های روزانه
Google Custom Search
سه شنبه 27 آذر 1386
یادداشتی بر Away from Her (سارا پولی - ۲۰۰۷)

Sarah Polleyفکر می کنم سارا پولی رو همه می شناسن: بازیگر نقش "سارا استنلی" در سریال "قصه های جزیره".

سارا پولی در سال ۱۹۷۹ متولد شد و بازیگری رو از شش سالگی در سریال Night Heat شروع کرد. بین سالهای ۹۰ تا ۹۶ در سریال قصه های جزیره بازی کرد و اولین فیلم کوتاهش به نام "The Best Day of My Life" رو در سال ۹۹ ساخت.

Away from Her اولین فیلم بلند سارا پولی در مقام نویسنده و کارگردانه:

فیونا و گرانت زن و شوهر پیری هستن که ۴۴ سال از ازدواجشون می گذره و عاشقانه همدیگه رو دوست دارن. بعد از اینکه مشخص می شه فیونا به آلزایمر خفیف دچار شده، باید برای جلوگیری از پیشرفت بیماری و انجام برخی تمرینات ذهنی، اون رو به مدت یک ماه در بیمارستان بستری کرد... گرانت در عیادت های روزانه متوجه تغییر رفتار همسرش می شه: فیونا به پیرمرد لال و فلجی که در بیمارستان بستریه و دوست پسر زمان نوجوانیش بوده، توجه خیلی زیادی نشون می ده... توجه بیش از حدی که به "خیانت" نزدیکه...

شاید بعد از فیلمنامۀ فوق العاده عالی سارا پولی، بزرگترین نقطه قوت فیلم بازی جولی کریستی در نقش فیونا باشه؛ بازیگر ۶۶ سالۀ هندی الاصل آمریکایی که در فیلم هایی همچون دکتر ژیواگو و فارنهایت ۴۵۱ نقش آفرینی کرده. بازی کریستی در نقش زنی که به تدریج حافظه اش رو از دست می ده بی نهایت روان و باورپذیره. وقتی قابلمۀ خالی رو در یخچال می ذاره یا مسیر خونه رو گم می کنه، چنان درماندگی در نگاهش وجود داره که تمام حس یک روح گمشده رو به انسان منتقل می کنه.

فیلمبرداری، موسیقی و تدوین به خوبی با فضای هر سکانس و ضرباهنگ نماها متناسبه و سارا پولی فیلمنامه رو به شکلی دکوپاژ کرده که حتی در طولانی ترین سکانس های پردیالوگ هم ریتم فیلم افت پیدا نمی کنه. کاملاً مشخصه که سارا پولی دوربین، رنگ و نور رو به خوبی می شناسه و می تونه اونها رو بطور کامل تحت کنترل دربیاره.

در یکی از سکانس های فیلم، جایی که گرانت همسرش رو نزد روانپزشک برده، دکتر سوالی مطرح می کنه که جوابش به خوبی بیانگر دیدگاه سارا پولی نسبت به سینمای گیشه ای هالیووده. دکتر می پرسه "اگه توی سینما باشی و سینما آتیش بگیره، اولین کاری که می کنی چیه؟"... فیونا جواب می ده: "من هیچوقت آشغال های هالیوودی رو تماشا نمی کنم!".

مطمئناً سارا پولی در فیلم های بعدی بهتر از این خواهد بود و به یکی از کارگردانان مطرح دنیا تبدیل خواهد شد؛ زیرا همین حالا هم فیلم او چیزی از فیلم های مثلاً سوفیا کاپولا کم ندارد.

فکر می کنم جولی کریستی برای این فیلم یکی از کاندیداهای بهترین بازیگر نقش اول زن در اسکار ۲۰۰۸ باشه.


پنجشنبه 22 آذر 1386
یک ویروس بسیار خطرناک

اگه روی کامپیوترتون آنتی ویروس ندارین، هر چه سریعتر نصب کنین. سعی کنین آخرین نسخه رو تهیه کنین. تا جایی که می تونین ایمیل های مشکوک رو باز نکنین و به pmهای ناآشنا جواب ندین.... اصلاً کامپیوتر رو برای یه مدت روشن نکنین...
!عکس تزئینی است
این ویروس در اولین قدم به فایل ها و فولدرهای کامپیوتر حمله می کنه، اسامی فایل ها رو تغییر می ده، اونها رو جابجا یا بالکل پاک می کنه.
در مرحلۀ بعد، فایل های شاخۀ
system32 مورد عنایت قرار می گیرن که خراب شدن اونها به معنی از کار افتادن ویندوزه. نهایتاً کار به جایی می رسه که مجبور می شین هارد رو format و ویندوز رو مجدداً نصب کنین.
این ویروس فقط با کامپیوتر کار نداره که... بعدش:

- هر گونه دستگاه برقی، الکتریکی و الکترونیکی رو در کوتاه ترین زمان ممکن از کار میندازه.
- از حساب کارت بانکی شما مبالغ هنگفتی کم می کنه. حتی ممکنه رمزش رو عوض کنه که دیگه خودتون نتونین ازش استفاده کنین.
- دیگه نمی تونین کانال های مورد علاقه تون تماشا کنین، هر جایی می زنین برمی گرده روی سریال هایی که خودش دوست داره!
- فکر فیلم دیدن با آرامش رو از سرتون بیرون کنین، کاری می کنه که اصلاً نفهمین چی دیدین!
- وسایل خونه رو به سلیقۀ خودش جابجا می کنه.
- مجبورین لباسی رو بپوشین که به نظر اون خوب میاد.
- ناچار می شین غذاهای سوخته، بی مزه، بدمزه، شور و بی نمک رو بخورین و جیک نزنین!
- مجبورتون می کنه هر هفته کاسۀ توالت رو با ناخون و اسکاچ بسابین!
- ناچار می شین به همه بگین چقدر زندگیتون قشنگتر شده!
- بعضی چیزایی که باهاش یه عمر خاطره داشتین و با هزار بدبختی نگه داشته بودین رو میندازه دور!
- اگر ظرف ده ثانیه کارایی رو که بهتون می گه انجام ندیدن دهان مبارکتون رو همچین مورد عنایت قرار می ده که تا عمر دارین فراموش نکنین!

نهایتاً شما رو تبدیل می کنه به منبع جدیدی برای ارسال این ویروس. خودش رو از زبون شما به تمام دوستان و آشنایان (مجرد) منتقل می کنه و باعث می شه اونها هم به این درد مبتلا بشن!

اگه دنبال راهی برای مبتلا نشدن به این ویروس می گردی، باید بگم بیخود زور نزن، هیچ راهی نداری بدبخت!

*** آسیب های جدید این ویروس هر روز از نقاط مختلف دنیا گزارش می شه و ظاهراً تمومی نداره! اگر کسی نشونۀ دیگه ای ازش می دونه لطفاً بگه، شاید بشه براش anti-virus پیدا کرد!


یکشنبه 18 آذر 1386
سه نمونه خبر... باعث شرمندگی!

جان من به این سه تا خبر دقت کنین:

نزاع دسته جمعی جوانان تهرانی بر سر یک دختر (متن خبر)
خدایی مردم کشورهای دیگه این خبرو بخونن چی فکر می کنن؟!

نمایی از فیلم پرسپولیسشروع طرح برخورد با بدپوششی ویژه زمستان از فردا (متن خبر)
چکمه بلند، کاپشن بجای مانتو و کلاه به جای روسری ممنوع! پلیس های زن اسکی باز با پوشش کامل اسلامی در پیست های اسکی حضور خواهند داشت (یعنی آخر فاطی کماندو!)

ردپای قاچاقچی سوخت در باند سرقت کارتهای سوخت (متن خبر)
مرسی! هم از توبره می خورده هم از آخور!

تا دلتون بخواد باز هم از اینجور آبروریزی ها توی اخبار پیدا می شه!


شنبه 17 آذر 1386
من اشتباه نمی کنم!

یکی از خصوصیات آدم های ضعیف و کسانی که اعتماد به نفس کافی ندارن اینه که هیچوقت قبول نمی کنن اشتباه کرده ان.

اینجور آدم ها چون به خودشون و توانایی هاشون اطمینان ندارن، فکر می کنن اعتراف به اشتباه از شخصیت و وجه ای که دارن کم می کنه. آدم هایی که به این بیماری مبتلا هستن با شنیدن هرگونه انتقاد، نظر مخالف و یا اعتراض (حتی به نرم ترین زبان)، فوری از کوره در می رن و هزار دلیل جور می کنن تا ثابت کنن اشتباهی مرتکب نشدن و ایراد از بقیه اس!

یکی دیگه از نشونه های اینجور آدم ها اینه که مدام سعی دارن از بقیه ایراد بگیرن و جملات و نظرات و حرف های اطرافیان رو تصحیح کنن.

مطمئناً هر چقدر اعتماد به نفس، دانش و فرهنگ یه آدم بیشتر باشه، راحت تر اشتباهاتش رو می پذیره. چون به خودش مطمئنه و می دونه گفتن جملۀ "من اشتباه کردم" هیچ چیز از خودش و توانایی هاش کم نمی کنه.

اگه یه آدم اینجوری دور و برتون باشه می دونین من چی می گم!


چهارشنبه 14 آذر 1386
چرندیات ۱۲ شب به بعد...

۱-      دانشمندهای بیکار اومدن از چند تا بچه شامپانزۀ پنج ساله و چند تا دانشجوی آدم بیست ساله تست حافظه گرفتن، دیدن میمون ها به طرز قابل توجهی باهوش ترن! تازه آدم می فهمه چرا بعضی ها انقدر خودشونو قبول دارن و فکر می کنن خیلی باهوشن!

۲-      چقدر بد بود این فیلم Zodiac. دیوید فینچر هم شده مثل شیامالان. واقعاً دو ساعت و نیم وقتم تلف شد. مسخره!

۳-      یه سریال از پریشب داره پخش می شه به اسم "ساعت شنی" از کانال دو. من که ندیدم ولی ظاهراً سریال خیلی خوبیه.

۴-      آخرین کشف بنده: سرکار خانم Emma de Caunes. یه بازیگر فرانسوی، از همه نظر توپه! فیلم های Ma Mere و Science of Sleep رو ازش دیدم. دختر خانم خیلی خوبیه، تا حالا هر کی برده راضی بوده!

۵-      یه نمایشنامه خوندم از نیکولای گوگول به اسم "قماربازان". عجب داستانی، عجب پرداختی و عجب پایان غافلگیرکننده ای.

۶-      بعضی کارها ذاتاْ خنده دارن. اصلا لازم نیست تو کاری بکنی، خود به خود کمدی از آب درمیاد!‌ یکیش آزمایش ادرار و مدفوع! هر کی رفته باشه حداقل یه خاطره باحال داره که تعریف کنه!

۷-      کی تابستون می شه؟ یخ زدیم بابا!


آخرین یادداشت ها
   1      2    >>


حسام دهقانی...

برداشت شماره: 67409