پلان های روزانه
  
 هر کسی بازیگر نقش اول زندگی خود است، من می خواهم زندگی را کارگردانی کنم!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
سکانس بندی:
آرشیو
آخرین اخبار فن آوری اطلاعات

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جستجوی مطالب وبلاگ پلان های روزانه
Google Custom Search
شنبه 30 تیر 1386
هنر انتخاب اسم

بعضی وقتا آدم اسم هایی می بینه که معلومه طرف در انتخاب اون ذوق و سلیقه به خرج داده. اصلا انتخاب اسم (چه برای آدم، چه برای شرکت و مغازه و موسسه) خودش یه هنره و تاثیر خیلی مهمی در سرنوشت اون شخص داره.

 

دیروز توی ستارخان یه کارگاه بزرگ دیدم به اسم: "در باران". سرک کشدیم توش دیدم یه کارگاهه پر از درهای فلزی!

 

چند سال پیش توی اصفهان یه تاکسی تلفنی دیدیم به اسم "سی سی دو تاکسی". شماره تلفنش رو گذاشته بود روی اسم مغازه: ۳۰۳۰۲! مشابه این یه پیتزا فروشی سر خیابون یکم سعادت آباد هست به اسم پیتزا بیست که شماره تلفن اون هم هست ۲۰ ۲۰ ۸ ۲۰ (البته با اضافه شدن یه ۲ به اول این شماره تا حدی موضوعیتش از دست میره).

 

یه فروشگاه بود توی سهروردی به اسم "سیمو سیتو". خیلی ها فکر می کردن یه اسم ایتالیاییه و حتی اون زمان که قانون گذاشتن باید اسامی فارسی باشه بهش گیر داده بودن اسمت رو عوض کن. اما به زبون جنوبی خودمون یعنی برای من برای تو!

 

در انتخاب این دو تا اسم هم به نظرم یه کم ذوق به خرج رفته:

 

خوشدست: آموزشگاه رانندگی

مرکز تبسم: مرکز توانبخشی بیماران سکتۀ مغزی

 

چند وقت پیش یه مقاله روانشناسی می خوندم که می گفت حتی اسم هر کسی روی شخصیتش اثر میذاره و میشه در آدم های هم اسم اخلاق و خصوصیات مشترک پیدا کرد.


جمعه 29 تیر 1386
خودکشی!

 

اگه یه روزی به هر دلیلی بخواین خودکشی کنین چه روشی رو انتخاب می کنین؟

 

(لطفا روش هایی رو پیشنهاد بدین که اگه کسی خواست استفاده کنه بتونه!)


سه شنبه 26 تیر 1386
یادداشتی بر فیلم Closer (مایک نیکولز)

شاید در نگاه اول این فیلم هیچ نکتۀ خاصی برای جلب توجه نداشته باشه؛ نه کارگردان خیلی معروف و نه داستان مهیج. معروفترین ساخته های قبلی مایک نیکولز اینان: چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟، کچ-22، فارغ التحصیل، گرگ و رنگ های اصلی.

 

Closer داستان چهار نفر غریبه اس که بطور تصادفی وارد زندگی همدیگه می شن و روابطی بینشون شکل می گیره. روابط وقتی پیچیده می شه که این دو زوج همدیگه رو می بینن و فکر خیانت به سرشون می افته...

 

خب تا اینجا هیچ چیز جذابی وجود نداره. اما وقتی به بازیگرهای فیلم می رسیم، قضیه یه کم فرق می کنه: جولیا رابرتز، ناتالی پورتمن، کلایو اوون و جود لاو. در واقع فیلم همین چهار بازیگر رو داره و کل داستان هم با همین ها پیش می ره.

 

شاید از این فیلم هر کسی خوشش نیاد؛ فیلمی که مقطعی از زندگی چهار نفر رو روایت می کنه و هیچ حادثه ای هم توش اتفاق نمی افته. اما فیلم، فیلم هنرمندانه ای است . جدا از نحوۀ روایت داستان، کارگردانی، رنگ بندی، تدوین و فیلمبرداری بسیار زیبا، مهمترین مشخصۀ فیلم بازی هاشه. به نظر من هر چهار بازیگر، بهترین بازی های دوران کاریشون تابحال رو توی این فیلم انجام دادن، خصوصاً ناتالی پورتمن و کلایو اوون.

 

حرف های زیادی در فیلم زده می شه که هر کسی می تونه برداشت خودشو داشته باشه، اما شاید حرف اصلی فیلم این باشه: عشق اونیه که بهت قدرت بخشیدن بده؛ اگه نتونی گناه طرف مقابل رو ببخشی عاشق نیستی و اگه واقعاً عاشق باشی می تونی از بزرگترین گناه هم بگذری.

شکل گرفتن یک رابطه، عشق در نگاه اول، هوس، خیانت، دروغ، تنهایی، جدایی، بخشش و پایان یک عشق از جمله موقعیت هاییه که در این فیلم شکل می گیره.

 

این فیلم در مراسم گلدن گلاب سال 2005 برای بهترین فیلم، فیلمنامه، کارگردانی، بازیگر دوم زن (ناتالی پورتمن)، دوم مرد (کلایو اوون) کاندید شد که هر دو بازیگر جایزه رو گرفتن و همین دو نفر برای اسکار همون سال هم کاندید شده بودن.


جمعه 22 تیر 1386
End آزادی در ایران!

آگهی های روزنامه ایران، پنجشنبه ۲۱ تیر:

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  

 

 

 

یعنی واقعا ازدواج همجنس ها آزاد شده؟!


چهارشنبه 20 تیر 1386
سوتی از نوع باستان شناسانه!

"۴۲۰۰ سال پیش: پس از مرگ پدر، توت آنخ آمون در ۹ سالگی فرعون شد و طبق رسم فراعنه مصر در ۱۲ سالگی با آنخه سِناتون خواهر ناتنی اش ازدواج کرد. اولین فرزندشان دختر بود و فرزند دوم هم دختر... که هر دوی آنها در کودکی مردند. پس از این ماجرا توت و همسرش دیگر بچه دار نشدند... اعتراض در کاخ فرعون بالا گرفته بود که نِفِرتیتی (مادر توت) تصمیم گرفت مخفیانه نوزاد پسری را به عنوان فرزند آنها و جانشین فرعون معرفی کند، اما هیچکس در دربار به او کمک نکرد... وقتی توت ۱۸ ساله شد، عموی بد ذات توت (به نام آی) که رویای فرعون شدن در سر داشت، نقشه ای کشید و توت را با ضربۀ تبر به قتل رساند و بر تخت نشست."

 Tut Ankh Amun

مقبره توت آنخ آمون در سال ۱۹۲۲ کشف شد. فرضیه قتل به دلیل وجود سوراخ بزرگی در جمجمه مومیایی مطرح شد و به سرعت در کتابهای تاریخی قرار گرفت و همه جا منتشر شد. از اون زمان به بعد، "آی" تبدیل شد به نماد یکی از بی رحم ترین درباریان تاریخ که فرعون جوان و محبوب رو به قتل رسونده بود...

 

دو سال پیش که باستان شناس ها داشتن با یه دستگاه جدید مومیایی توت رو بررسی می کردن، متوجه شدن شکستگی جمجمۀ توت اصلا به ۴۰۰۰ سال قبل مربوط نیست، بلکه خیلی جدیدتر از این حرفاس... اصلاً مال همین ۸۰ سال پیشه!

 

ظاهراً سال ۱۹۲۲ که باستان شناس ها داشتن مومیایی رو از مقبره بیرون میاوردن از دستشون افتاده و یه قسمت جمجمه می شکنه! اونا به روی خودشون نیاوردن و این شکستگی شد مدرک جنایتکار بودن آی! بعد هم معلوم شد که توت یه بیماری استخوانی داشته و بر اثر همون هم مرده! عموی بد بخت هیچ تقصیری نداشته و اتفاقاً مرد خوب و دلسوزی هم بوده!

 

Cleopatraچند وقت پیش خبر دیگه ای منتشر شده که "کلئوپاترا زیبا نبود که هیچ، بلکه زشت هم بوده!"

اخیراً عکسی پیدا شده از کلئوپاترا روی یک سکه: چونۀ دراز، لب باریک و دماغ نوک تیز!

بنابراین به هیچ وجه خوشگل نبوده! اما حتماً یه چیزی داشته که ژولیوس سزار و مارک آنتونی (ژنرال رم باستان؛ با شوهر جنیفر لوپز اشتباه نشه!) عاشقش بودن. حالا باستان شناس ها حدس می زنن این شیفتگی به خاطر هوش زیاد کلئوپاترا بوده نه زیباییش.

 

اینطوری که پیش می ره احتمالاً چند وقت دیگه معلوم می شه چنگیز خان در مهربونی لنگه نداشته و کوروش هم یه آدمی بوده بد دهن و بی ادب!


آخرین یادداشت ها
   1      2      3    >>


حسام دهقانی...

برداشت شماره: 67454